سه استان پایگاه خبری 3 استان شمالی کشور
177085
دوشنبه 1402/08/15 ساعت 09:54
حبیبِ انقلاب
مازندران

حبیبِ انقلاب

نامش با جبهه و شهدا گره خورده بود؛ هر کجا یادواره شهدا بود سیدحبیب صف اول بود. هرجا تشییع پیکر مطهر شهدا بود سید حبیب صف اول بود. هر جا دست بوسی والدین عزیز شهدا بود سید حبیب از دیگران سبقت می‌گرفت و عاشق شهدا بود.

خبرگزاری فارس استان مازندران-سیده زهرا حسینی|به نام خدای مهربان، به نام خدای شهیدان و به نام خدای سید حبیب؛ نامش حبیب بود، حبیبِ دوستان، حبیبِ همرزمان، حبیبِ خانواده و حبیبِ دوستداران امام و رهبری و انقلاب...

نامش با جبهه و شهدا  گره خورده بود؛ هر کجا یادواره شهدا بود سیدحبیب صف اول بود. هرجا تشییع پیکر مطهر شهدا بود سید حبیب صف اول بود. هر جا دست بوسی والدین عزیز شهدا بود سید حبیب از دیگران سبقت می‌گرفت... عاشق شهدا بود و مرید امام خامنه‌ای(حفظه‌الله) و از اینکه از کاروان همرزمان شهیدش جا مانده بود غمگین و ناراحت...

خدا شاهد است یک روز، یک شب، یک ساعت، بی یاد شهدا زندگی نکرد؛ بارها و بارها شاهد اشک‌هایش بودیم. با اینکه تمام سال‌های دفاع مقدس در جبهه‌های حق علیه باطل حضور داشت و افتخار جانبازی نیز در کارنامه بسیجی‌اش ثبت شده بود اما همواره از بیان این افتخارات بزرگ اجتناب می‌کرد و آنها را فقط ذخیره آخرت می‌خواست نه وسیله‌ای برای زندگی راحت در این دنیا.

با اینکه ده‌ها ترکش در بدن داشت و از آسیب‌های موج انفجار و رنج عوارض شیمیایی همیشه دردمند بود اما هرگز لب به اعتراض نداشت و شاکر خداوند بود و این درد و رنج را موهبت الهی می‌دانست.

سادگی، صمیمیت، صداقت، تقوی و دیانت، ویژگی‌های مثال‌زدنی سید حبیب بود؛ با اینکه به هیجکس بدهکار نبود اما به گمانم همه بدهکار محبت و صداقتش بودند.

پدر عزیزم! ما به وجود تو افتخار می‌کنیم؛ مردم ساری؛ مردم استان و مردم ایران به وجود تو افتخار می‌کنند و این مدال‌های پرافتخار در کارنامه مجاهدت تو  چه زیبا می‌درخشند.

پدر عزیزم! با رفتنت مادر دوباره تنها شد؛ مثل سالهای دفاع مقدس. می‌دانیم بارش اشک‌هایش دیگر خشک نخواهد شد تا دوباره به وصل تو نائل شود.

پدر عزیزم! ندیدن چشمان مهربان تو و نشنیدن صدای آرام بخش تو کابوس ما برای ادامه زندگی است اما ما صبوری و توکل به خدا را از تو یاد گرفتیم.

پدر عزیزم! می‌دانیم دل نگران تنها پسرت بودی و آرزوی دامادی او را داشتی اما تقدیر چنین بود که داماد کردن او را به دوستان بسپاری و همرزمان شهیدت را در بهشت موعود بیش از این منتظر نگذاری.

پدر عزیزم! امروز دوستان و همرزمانت به دیدار ما آمدند؛ با چشمانی اشکبار و افسوس برای رفتن زودهنگام تو... آنها می‌گویند سید حبیب جایش خوب است؛ در بهشت و در جمع همرزمان شهیدش، در کنار سردار شهید طوسی و هزاران سرداری که امنیت امروز ایران اسلامی مدیون خون پاک آنان است.

همه به پاکی تو به ایثار تو به خلوص تو و به بزرگی تو شهادت می‌دهند و از اینکه آنها را تنها گذاشتی دلتنگ هستند.

پدر عزیزم! برای ما دعا کن، برای مادر که سنگ صبورت بود و سال‌های سال مسؤولیت سنگین خانواده را بر عهده داشت؛ برای همه ما دعا کن، برای دوستانت، برای همرزمانت و برای همه جاماندگان از کاروان شهدا  دعا کن؛ می‌دانیم دعایت مستجاب می‌شود.

سیده زهرا حسینی فرزند سردار شهید سید حبیب الله حسینی

پایان پیام/۸۶۰۳۱/غ


منبع : خبرگزاری فارس
کلید واژگان
جانباز 50 درصد دلنوشته‌ای برای سردار بزرگ سردار شهید سید حبیب الله حسینی شهید حسینی
اشتراک گذاری