سه استان پایگاه خبری 3 استان شمالی کشور
275540
یکشنبه 1405/05/18 ساعت 09:31
روایت جنگلبانان هیرکان از زخم قاچاقچیان چوب در جنگل
مازندران

روایت جنگلبانان هیرکان از زخم قاچاقچیان چوب در جنگل

چالوس- حادثه آزارک چالوس روایت جنگلبانی است که برای انجام وظیفه وارد جنگل شد اما لحظاتی بعد در نبرد نابرابر با قاچاقچیان با مرگ دسته و پنجه نرم کرد.

خبرگزاری مهر؛ گروه استان‌ها: جنگل گاهی در سکوت خود رازهای زیادی پنهان می‌کند؛ صدای اره موتوری، ردپای یک خودرو در مسیرهای فرعی و درختانی که بی‌صدا قربانی سودجویی می‌شوند، نشانه‌هایی است که جنگلبانان باید آنها را ببینند و پیش از آنکه دیر شود، وارد عمل شوند.

در یکی از همین گشت‌های حفاظتی در منطقه آزارک چالوس، مأموریت یک جنگلبان نه به تشکیل پرونده برای قطع غیرمجاز درختان، بلکه به تلاش برای زنده ماندن ختم شد.

تقی حسینی‌مقدم، جنگلبان منطقه آزارک شهرستان چالوس، روز ۱۲ مرداد هنگام تردد از مرزن‌آباد به سمت چالوس با فردی مواجه شد که به گفته او تجهیزات مختلفی از جمله اره موتوری، تبر و داس در اختیار داشت و در محدوده جنگلی فعالیت می‌کرد.

چند جمله گفت‌وگو میان جنگلبان و فرد مشکوک کافی بود تا شرایط به شکل ناگهانی تغییر کند؛ ضربه‌ای از پشت، زمین خوردن، ضربات پی‌درپی و سپس تلاشی نفسگیر برای فرار از مرگ.

آنچه در آزارک چالوس رخ داد، بار دیگر خطرهایی را که نیروهای حفاظت منابع طبیعی در جریان مأموریت‌های خود با آن روبه‌رو هستند، مقابل افکار عمومی قرار داده است؛ نیروهایی که گاه برای جلوگیری از قطع یک درخت یا تعرض به عرصه ملی، باید جان خود را در برابر افرادی قرار دهند که از هیچ خشونتی ابا ندارند.

لحظه‌ای که گشت جنگلبانی به کابوس تبدیل شد

روایت جنگلبانان هیرکان از زخم قاچاقچیان چوب در جنگل

تقی حسینی‌مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار مهر درباره روز حادثه می‌گوید در حال تردد از مرزن‌آباد به سمت چالوس بود که در منطقه آزارک متوجه حضور فردی در محدوده جنگل شد.

به گفته او، این فرد با یک خودروی پیکان به سمت جنگل رفته بود و در محل مشغول کار بود. اره موتوری، تبر و چند داس نیز همراه او قرار داشت.

حسینی‌مقدم می‌گوید: به او نزدیک شدم و پرسیدم اینجا چه کار می‌کنی. ابتدا پاسخ‌هایی درباره هویت خود و خانواده‌اش داد و بعد از من پرسید تو چه کسی هستی. خودم را معرفی کردم و گفتم جنگلبان منطقه هستم.

به گفته این جنگلبان، پس از پایان کوتاه این گفت‌وگو از محل فاصله گرفت و تصور کرد ماجرا بدون درگیری خاتمه یافته است؛ اما تنها چند قدم دور نشده بود که ناگهان ضربه‌ای از پشت به صورتش وارد شد.

حسینی‌مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار مهر ادامه می‌دهد: پس از اصابت ضربه، برای لحظاتی گیج شده و روی زمین افتاده است. در همان وضعیت، فرد مهاجم شروع به ضرب و شتم او کرده است.

او می‌گوید: آن‌قدر ضربه خوردم که دیگر توان ایستادن نداشتم و روی زمین افتادم. مهاجم با لگد و زانو به شکم من ضربه می‌زد و همزمان فحاشی و تهدید می‌کرد.

روایت جنگلبان از آن دقایق، تصویری از یک درگیری بسیار خشن در دل جنگل است؛ جایی که هیچ نیروی کمکی در چند قدمی وجود نداشت و یک مأمور تنها باید در برابر فردی که به گفته او قصد گرفتن جانش را داشت، راهی برای نجات پیدا می‌کرد.

حسینی‌مقدم می‌گوید: این وضعیت حدود پنج دقیقه ادامه داشت و در همان حال مهاجم فرد دیگری را نیز صدا می‌زد و از او می‌خواست به محل بیاید.

او ادامه می‌دهد: در یکی از سخت‌ترین لحظات حادثه، مهاجم زانوی خود را روی گلویش قرار داده است.

حسینی‌مقدم می‌گوید: در آن لحظه دیگر احساس می‌کردم نمی‌توانم نفس بکشم. واقعاً مرگ را جلوی چشمم دیدم و تصور کردم دیگر نمی‌توانم از آن وضعیت خارج شوم.

اما در همان لحظات، فرصت کوتاهی برای فرار ایجاد شد؛ فرصتی که جنگلبان از آن استفاده کرد.

فرار از میان تمشک‌ها و رودخانه

حسینی‌مقدم می‌گوید: در شرایطی که دیگر توان درگیری مستقیم با مهاجم را نداشته، خود را از زیر دست و پای او بیرون کشیده است.

او توضیح می‌دهد خودش را داخل یک دره پوشیده از تمشک انداختم و بعد به سمت رودخانه رفتم.

جنگلبان مجروح در حالی که از ناحیه سر و صورت آسیب دیده و لباس‌هایش کاملاً خیس شده بود، تلاش کرد از مسیرهایی عبور کند که به دلیل شناخت قبلی از منطقه می‌دانست می‌تواند او را به یک محل امن‌تر برساند و می‌گوید: چون مأمور این منطقه بودم، تا حدودی با مسیرها و وضعیت جغرافیایی آنجا آشنایی داشتم و خودم را به ملک آقای دلفان رساندم.

اما ورود به این ملک نیز پایان ماجرا نبود. به گفته حسینی‌مقدم، مهاجم همچنان او را تعقیب کرده و این بار با تبر به سمت محل پناه گرفتن او آمده است.

حسینی‌مقدم می‌گوید: وقتی وارد حیاط شدم، دیدم همان فرد از سمت دروازه با تبر به طرف من می‌آید. دیگر فقط توانستم خودم را داخل ساختمان بیندازم و در را از پشت قفل کنم.

روایت جنگلبانان هیرکان از زخم قاچاقچیان چوب در جنگل

در آن لحظه خانه یک خانواده محلی، به آخرین سنگر یک جنگلبان زخمی تبدیل شد، او فریاد زده و از ساکنان خانه کمک خواسته است.

حسینی‌مقدم می‌گوید: به آقای دلفان گفتم به داد من برسید، این فرد با تبر پشت در آمده و حمله می‌کند.

جنگلبان چالوسی در ادامه از خانواده دلفان به عنوان افرادی یاد می‌کند که در آن لحظه حساس مانع از ادامه حمله و احتمالاً وقوع یک حادثه جبران‌ناپذیر شدند. او می‌گوید: از آقای دلفان، همسرشان و دخترهایشان صمیمانه تشکر می‌کنم. آنها واقعاً من را از مرگ نجات دادند و اگر کمکشان نبود، معلوم نبود چه اتفاقی برای من رخ می‌داد.

حسینی‌مقدم درباره انگیزه این حمله نیز می‌گوید: هیچ اختلاف شخصی با فرد مهاجم نداشته است، من هیچ پدرکشتگی یا سابقه‌ای با این فرد نداشتم و هیچ بی‌احترامی هم به او نکرده بودم. واقعاً نمی‌دانم چرا چنین رفتاری با من انجام داد.

وی همچنین تأکید می‌کند: در زمان وقوع حادثه تلفن همراهی در اختیار نداشته که بخواهد از فعالیت فرد فیلمبرداری کند.

حسینی‌مقدم ادامه داد: نه تلفن همراهم با من بود و نه گوشی داشتم که بخواهم فیلمبرداری کنم. بنابراین موضوع فیلم گرفتن از او مطرح نبود.

وقتی حفاظت از جنگل، جنگلبان را در برابر سلاح قرار می‌دهد

حادثه آزارک را نمی‌توان صرفاً یک درگیری میان دو فرد دانست. آنچه در این منطقه رخ داده، بخشی از چالش گسترده‌تر نیروهای حفاظت منابع طبیعی در مناطق جنگلی مازندران است؛ نیروهایی که در جریان مقابله با قاچاق چوب، تصرف اراضی ملی و تخریب عرصه‌های طبیعی، بارها در معرض خشونت قرار گرفته‌اند.

مهرداد خزایی‌پول، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران، در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با اشاره به حادثه آزارک، بر پیگیری قضایی پرونده و برخورد با عامل حمله تأکید کرده است.

خزایی‌پول با بیان اینکه موضوع از مسیر قضایی دنبال شده است، اظهار کرد: دستور لازم برای شناسایی و دستگیری عامل حمله صادر شده و پرونده در اختیار دستگاه قضایی قرار گرفته است.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران همچنین بر ضرورت حمایت از نیروهای منابع طبیعی تأکید کرده و مقابله با قاچاقچیان چوب و متخلفان عرصه‌های طبیعی را نیازمند همکاری جدی دستگاه‌های مسئول دانسته است.

این نخستین بار نیست که مأموران منابع طبیعی در مازندران هنگام انجام مأموریت مورد حمله قرار می‌گیرند. در یکی از حوادث مشابه در مناطق جنگلی شهرستان عباس‌آباد، مأموران منابع طبیعی هنگام برخورد با افرادی که در حال قطع درختان بودند، با حمله افراد متخلف مواجه شدند. در این حادثه از سلاح سرد و اره موتوری استفاده شد و یکی از جنگلبانان از ناحیه سر و صورت آسیب دید و به بیمارستان منتقل شد.

در حادثه‌ای دیگر در شهرستان بابل، مأمور یگان حفاظت منابع طبیعی هنگام اجرای مأموریت برای رفع تصرف اراضی ملی با بیل مورد حمله قرار گرفت و بر اثر اصابت قسمت فلزی بیل، یکی از انگشتان دست او قطع شد.

علی باقری جامخانه، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ ساری، در گفت‌وگو با خبرنگار مهر با اشاره به شرایط دشوار مأموریت نیروهای منابع طبیعی تأکید کرده است کارکنان این مجموعه برای حفاظت از جنگل‌ها، مراتع و اراضی ملی در شرایطی فعالیت می‌کنند که گاه سلامت و جان آنها با خطر مواجه می‌شود.

باقری درباره یکی از حملات رخ داده به جنگلبانان در شهرستان نور که سال قبل رخ داد نیز گفته است: پس از وقوع حادثه و صدور دستور ویژه قضایی، چهار نفر از عوامل حمله در کمتر از ۲۴ ساعت شناسایی و دستگیر شدند.

وی با تأکید بر اینکه حفظ انفال خط قرمز منابع طبیعی است، اعلام کرده است با متجاوزان به عرصه‌های ملی و افراد سودجو و منفعت‌طلب مماشات نخواهد شد.

پنج مأمور مجروح؛ زنگ خطری برای حافظان جنگل

آنچه در آزارک چالوس رخ داد، در کنار دیگر حوادث ثبت شده برای مأموران منابع طبیعی، تصویری روشن از دشواری مأموریت حفاظتی در عرصه‌های طبیعی ارائه می‌دهد.

بر اساس آمار اعلام شده از سوی فرمانده یگان حفاظت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، در پنج ماه نخست سال جاری پنج نفر از مأموران این یگان هدف حمله با سلاح سرد و گرم از سوی متخلفان و شکارچیان غیرمجاز قرار گرفته‌اند.

روایت جنگلبانان هیرکان از زخم قاچاقچیان چوب در جنگل

پشت این عدد، پنج نیروی انسانی قرار دارند که در زمان انجام وظیفه با خطر مستقیم مواجه شده‌اند؛ نیروهایی که باید در مسیرهای جنگلی، نقاط صعب‌العبور و مناطق دورافتاده، از سرمایه‌ای عمومی حفاظت کنند.

برای تقی حسینی‌مقدم اما این آمار معنایی فراتر از یک عدد دارد. او خود یکی از مأمورانی است که در جریان یک مأموریت حفاظتی، برای زنده ماندن مجبور شد از میان دره، تمشک و رودخانه عبور کند و در خانه یک خانواده محلی پناه بگیرد.

جنگل‌های هیرکانی همچنان با مجموعه‌ای از تهدیدها از جمله قاچاق چوب، قطع غیرمجاز درختان، تصرف اراضی و تخریب زیستگاه‌ها مواجه هستند و مقابله با این روند بدون حضور میدانی نیروهای حفاظتی امکان‌پذیر نیست.

اما حضور در میدان، زمانی مؤثر خواهد بود که مأمور منابع طبیعی بداند در صورت مواجهه با متخلف مسلح یا فردی که قصد حمله دارد، حمایت قانونی و قضایی لازم پشت سر او قرار خواهد داشت.

آزارک چالوس اکنون تنها روایت یک درگیری نیست؛ روایت جنگلبانی است که برای انجام وظیفه وارد جنگل شد، اما لحظاتی بعد برای زنده ماندن می‌دوید.

ضربه‌ای که از پشت به صورت او وارد شد، زانو روی گلو، تهدید به قتل، تعقیب با تبر، فرار از میان تمشک‌ها و عبور از رودخانه، بخش‌هایی از روایتی است که شاید اگر خانواده‌ای در مسیر نبود، پایان دیگری پیدا می‌کرد.

حسینی‌مقدم از آن روز جان سالم به در برد؛ اما حادثه یک واقعیت تلخ را دوباره آشکار کرد: در خط مقدم حفاظت از جنگل، گاهی فاصله میان انجام وظیفه و مرگ تنها چند دقیقه است.

اکنون نگاه‌ها به دستگاه قضایی دوخته شده است تا پرونده این حمله با جدیت دنبال شود و نتیجه آن، تنها برای یک جنگلبان مجروح نباشد؛ بلکه پیامی روشن برای همه کسانی باشد که حفاظت از منابع طبیعی را وظیفه خود می‌دانند و هر روز در دل جنگل، دور از هیاهوی شهر، برای حفظ میراث طبیعی کشور قدم می‌زنند.


منبع : خبرگزاری مهر
کلید واژگان
جنگل جنگلبان چالوس
اشتراک گذاری