خبرگزاری مهر، گروه استان ها: کشاورزی استان گیلان با چالش های متعددی از جمله تغییر اقلیم، کاهش منابع آبی، خردی اراضی، ورود آلاینده ها به تالابها و وابستگی به روشهای سنتی مواجه است.
در این میان، نقش پژوهشهای کشاورزی در ترسیم مسیر آینده و ارائه راهکارهای عملیاتی، بیش از پیش مورد تأکید صاحب نظران قرار گرفته است.
خبرگزاری مهر در گفتگویی تفصیلی با محمود هوشیارفرد، عضو هیئت علمی و رئیس بخش تحقیقات گیاهپزشکی مرکز تحقیقات کشاورزی استان گیلان، به بررسی ابعاد مختلف آینده نگاری در پژوهشهای کشاورزی استان و نقشه راه پیشنهادی وی پرداخته است که مشروح آن در ادامه میآید:
*آیندهنگاری در پژوهشهای کشاورزی استان گیلان به چه معناست و چه ضرورتی دارد؟
آیندهنگاری کشاورزی به معنای پیشبینی صرف آینده نیست، بلکه اقدامی برای شناخت دقیق تهدیدها و فرصتها و اتخاذ تصمیمات مناسب در امروز است تا بتوانیم آیندهای بهتر برای کشاورزی استان رقم بزنیم.
با توجه به چالشهای زیستمحیطی و اقتصادی گیلان، پژوهشهای کشاورزی باید از رویکرد سنتی و معیشتی خارج شده و به سمت کشاورزی هوشمند، اقلیممحور و دانشبنیان حرکت کند.
*نقشه راهی که برای تحقق این هدف ترسیم کردهاید، بر چه محورهایی استوار است؟
نقشه راه پژوهش های کشاورزی آینده نگرانه در گیلان باید مبتنی بر پنج محور کلیدی طراحی شود که هر یک پاسخگوی بخشی از چالشهای موجود است:
محور اول: گذار به کشاورزی هوشمند و دقیق
پژوهشها باید بر پایه دادهمحوری و استفاده از هوش مصنوعی در مدیریت مزارع و باغات طراحی شوند. برای نمونه، استفاده از اینترنت اشیاء (IoT) برای پایش لحظهای رطوبت و عناصر غذایی خاک در شالیزارها و باغات، تعیین نیاز کودی و آبیاری را ممکن میسازد.
همچنین مدلهای پیشآگاهی با یادگیری ماشین میتوانند کانونهای احتمالی آفات و بیماریها را پیش از طغیان شناسایی کرده و با سمپاشی لکهای توسط پهپادها، مصرف آفتکشها و هزینههای تولید را به طور چشمگیری کاهش دهند.
محور دوم: تابآوری در برابر تغییر اقلیم
گیلان با تغییر الگوی بارش، نفوذ آب شور به اراضی ساحلی و نوسانات دمایی مواجه است. پژوهشها باید بر بهنژادی اقلیمی و مدیریت هوشمند آب متمرکز شوند. به عنوان مثال، تولید ارقام برنج، زیتون و چای که علاوه بر کیفیت مطلوب، در برابر تنشهای دمایی، آبی و شوری مقاوم باشند، باید یکی از اولویت های پژوهشی باشد.
همچنین عبور از سیستم غرقابی سنتی به سمت آبیاری تناوبی و کشت غیرنشائی در برنج، ضمن کاهش حداقل ۳۰ درصدی مصرف آب، تولید گازهای گلخانهای به ویژه متان را در شالیزارها کاهش میدهد.
محور سوم: اقتصاد دایرهای و زنجیره ارزش
آینده کشاورزی گیلان در گرو جلوگیری از خامفروشی و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی است. پژوهشها باید به سمت تبدیل ضایعات کشاورزی مانند کاه و کلش برنج، ضایعات چای و مرکبات به فرآورده های با ارزش افزوده بالا نظیر مواد اولیه صنعتی، خوراک دام یا بستهبندیهای زیستتخریبپذیر سوق داده شوند.
همچنین برند سازی مبتنی بر سلامت با تمرکز بر ارگانیک کردن و استاندارد سازی محصولات برای صادرات و رقابت در بازارهای جهانی، از دیگر مسیرهای اساسی تحقق اهداف پژوهشی است.
محور چهارم: تغییر در الگوی کاشت و بهرهوری اراضی خرد
با توجه به خردی زمینهای کشاورزی و خطر تغییر کاربری در گیلان، پژوهشها باید مدلهایی مانند کشتهای نوترکیب، گلخانهای و مدلهای اشتراکی برای صرفهجویی مقیاس ارائه دهند.
توسعه کشت گیاهان دارویی و محصولات لوکس مانند بلوبری و زنجبیل در محیطهای کنترلشده که وابستگی به شرایط بیرونی را کاهش میدهد، و همچنین طراحی مدلهای اقتصادی اشتراکی برای استفاده کشاورزان کوچک از فناوریهای گرانقیمت مانند پهپادها، از جمله راهکارهای این حوزه است.
محور پنجم: پیوند زیستبوم تالابی و کشاورزی
گیلان دارای تالابهای ارزشمندی مانند انزلی، بوجاق، کیاکلایه و امیرکلایه است. در رویکرد سنتی، پسابهای کشاورزی حاوی نیتروژن، فسفر و آفتکشها فشار زیادی بر این اکوسیستمها وارد میکنند. پژوهشهای آیندهنگرانه باید به سمت کشاورزی «سازگار با تالاب» و آبزیپروری تلفیقی حرکت کنند.
مدیریت زهکشها و روانابها برای جلوگیری از ورود آلایندهها به تالاب و توسعه روشهای پرورش ماهی در شالیزار با استفاده از نژادهایی که به کنترل طبیعی آفات و حاصلخیزی خاک کمک کنند، از جمله راهبردهای این محور است.
*نتیجهگیری نهایی شما از این مسیر چیست؟
پژوهشهای کشاورزی گیلان در آینده نه در جستجوی زمینهای بیشتر، بلکه باید به سوی فناوریهای کوچکتر، هوشمندتر و پاکتر حرکت کنند. این مسیر با حمایت از شرکت های دانش بنیان کشاورزی و ایجاد پیوند میان کشاورزی، صنعت، مراکز تحقیقاتی و مزارع واقعی کشاورزان پیشرو هموار خواهد شد لذا تحقق این چشمانداز نیازمند عزم جدی و هماهنگی همه نهادهای مرتبط است.