خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: دود غلیظ شالیزار، جاده را بلعید و شعلهها از مرز مزرعه گذشتند؛ حادثهای در محور سرخرود - محمودآباد که با یک تصادف آغاز شد اما با آتش گرفتن خودروی کنار جاده، به هشداری جدی درباره خطر پنهان سوزاندن کاه و کلش در مازندران تبدیل شد.
همین دودها گاهی تنها چند دقیقه مهمان آسمان میمانند، اما میتوانند حادثهای بزرگ رقم بزنند. در محور سرخرود ـ محمودآباد، برخورد دو خودرو میتوانست مانند بسیاری از تصادفات جادهای، تنها با خسارت مالی پایان یابد؛ اما نزدیکی یک مزرعه در حال سوختن به محل حادثه، مسیر اتفاقات را تغییر داد.
خودرویی که پس از تصادف در حاشیه جاده متوقف شده بود، در میان شعلههای برخاسته از بقایای گیاهی گرفتار شد و در مدت کوتاهی به آهنی سوخته تبدیل شد.
این حادثه اگرچه قربانی جانی نداشت، اما تصویری واقعی از خطری ارائه داد که هر سال پس از پایان برداشت محصولات کشاورزی در شمال کشور تکرار میشود؛ آتشی که از نگاه برخی کشاورزان راهی ساده برای پاکسازی زمین است، اما از نگاه کارشناسان تهدیدی برای خاک، هوا و امنیت عمومی محسوب میشود.
آتشی که فقط کاه را نمیسوزاند
در نگاه نخست، کاه و کلش باقیمانده پس از برداشت، ضایعاتی بدون استفاده به نظر میرسد؛ اما کارشناسان کشاورزی معتقدند همین بقایا بخشی از چرخه طبیعی خاک هستند و سوزاندن آنها به معنای از بین بردن بخشی از سرمایه زمین است.
مازندران به عنوان یکی از مهمترین مناطق تولید برنج کشور، هر سال پس از پایان برداشت با این چالش روبهرو میشود. در کنار شالیزارهایی که به روشهای اصولی مدیریت میشوند، هنوز زمینهایی وجود دارند که دود ناشی از آتش زدن بقایای گیاهی از آنها بلند میشود.

این دود تنها مشکل یک مزرعه نیست؛ در روزهای بادخیز میتواند کیلومترها جابهجا شود، دید رانندگان را کاهش دهد و حتی مسیرهای ارتباطی پرتردد را تحت تأثیر قرار دهد.
حادثه سرخرود ـ محمودآباد نشان داد فاصله میان یک اقدام کشاورزی و یک حادثه جادهای گاهی تنها چند متر است.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ چرا با وجود سالها هشدار و وجود روشهای جایگزین، هنوز آتش انتخاب برخی کشاورزان است.
کاه و کلش؛ قربانی یک باور قدیمی
برای سالها در میان بخشی از کشاورزان این تصور وجود داشته که کاه و کلش باقیمانده پس از برداشت محصول، چیزی جز یک مانع برای آمادهسازی زمین نیست و سوزاندن آن، سریعترین راه برای شروع مرحله بعدی کشت محسوب میشود.
اما کارشناسان کشاورزی این نگاه را نادرست میدانند و معتقدند آتش زدن بقایای گیاهی، در واقع حذف بخشی از توان طبیعی زمین است؛ چراکه کاه و کلش سرشار از مواد آلی است که میتواند دوباره به خاک بازگردد و به حفظ کیفیت آن کمک کند.
مهدی خلیلی، سرپرست مدیریت هماهنگی ترویج کشاورزی مازندران در گفت وگو با خبرنگار مهر، با اشاره به این باور اشتباه میگوید: سوزاندن کاه و کلش نه تنها راهحل مناسبی برای مدیریت مزرعه نیست، بلکه به مرور باعث کاهش توان تولیدی خاک میشود.
به گفته وی، آتش زدن بقایای گیاهی موجب تخریب ساختمان خاک، کاهش مواد آلی و از بین رفتن بخشی از موجودات مفید خاک میشود؛ موجوداتی که نقش مهمی در حاصلخیزی و سلامت زمین دارند.
خلیلی تأکید میکند: کشاورزان میتوانند با استفاده از روشهایی مانند خرد کردن بقایا و بازگرداندن آن به زمین، علاوه بر حفظ خاک، هزینههای تولید را نیز کاهش دهند.
وی با اشاره به فعالیتهای ترویجی در مناطق مختلف استان، میگوید: در سالهای اخیر تلاش شده است نگاه کشاورزان از حذف کاه و کلش به سمت مدیریت و استفاده دوباره از آن تغییر کند
وقتی دود، جاده را تهدید میکند
یکی از مهمترین ابعاد سوزاندن کاه و کلش، خطر آن برای راههای ارتباطی است؛ موضوعی که در حادثه محور سرخرود ـ محمودآباد به شکل عینی خود را نشان داد، جادههای شمال کشور به دلیل حجم بالای تردد، شرایط جغرافیایی و وجود زمینهای کشاورزی در حاشیه مسیرها، در برابر این پدیده آسیبپذیر هستند.
وقتی دود غلیظ ناشی از آتشسوزی شالیزارها وارد مسیر عبور خودروها میشود، میدان دید رانندگان کاهش پیدا میکند و احتمال برخوردهای زنجیرهای افزایش مییابد.
کارشناسان ایمنی راه معتقدند بسیاری از حوادث جادهای تنها به دلیل سرعت یا خطای انسانی رخ نمیدهند، بلکه گاهی عوامل محیطی مانند دود، مه و کاهش دید نیز نقش تعیینکننده دارند.
در چنین شرایطی، آتش زدن یک قطعه زمین کشاورزی دیگر یک تصمیم شخصی نیست؛ چراکه پیامدهای آن میتواند به رانندگان، مسافران و حتی ساکنان مناطق اطراف منتقل شود.
قانون چه میگوید؟
با وجود هشدارهای متعدد دستگاههای مسئول، سوزاندن بقایای گیاهی همچنان یکی از چالشهای فصل برداشت در مازندران است. بر اساس قوانین موجود، ایجاد آلودگی و تهدید علیه سلامت عمومی از طریق سوزاندن مواد مختلف، میتواند جرم تلقی شود.
محیط زیست مازندران نیز بارها اعلام کرده است که آتش زدن کاه و کلش علاوه بر آسیب به خاک و هوا، در صورت سرایت حریق به مناطق طبیعی میتواند تبعات حقوقی بیشتری به همراه داشته باشد.

اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که صرف اعلام ممنوعیت، برای تغییر این رفتار کافی نیست؛ چراکه بخشی از مشکل به نبود امکانات مناسب، هزینههای مدیریت بقایا و استمرار برخی روشهای سنتی بازمیگردد.
در همین نقطه است که نقش دستگاههای اجرایی، آموزش کشاورزان و ایجاد مشوقهای اقتصادی اهمیت پیدا میکند.
محیط زیست؛ دود شالیزار فقط یک مشکل کشاورزی نیست
محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران در گفت وگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تبعات زیستمحیطی این اقدام، میگوید: بقایای گیاهی پس از برداشت، بخشی از چرخه طبیعی خاک هستند و سوزاندن آنها باعث از بین رفتن مواد آلی و تضعیف ساختار خاک میشود.
وی با بیان اینکه خاک یک بستر زنده است، تأکید میکند: فعالیت موجودات زنده درون خاک نقش مهمی در حفظ حاصلخیزی زمین دارد و آتش زدن بقایای گیاهی این چرخه را مختل میکند.
به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران، آلودگی ناشی از سوختن کاه و کلش تنها محدود به دود قابل مشاهده نیست، بلکه گازها و ذرات حاصل از احتراق نیز میتوانند سلامت عمومی را تحت تأثیر قرار دهند.
کنعانی با اشاره به ممنوعیت قانونی این اقدام اظهار میکند: بر اساس ماده ۲۰ قانون هوای پاک و ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی، اقداماتی که موجب تهدید علیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست شود، قابل پیگیری است.
وی همچنین درباره خطر سرایت آتش از مزارع به عرصههای طبیعی هشدار داده و میگوید: سوزاندن بقایای گیاهی در مجاورت جنگلها و مراتع، بدون هماهنگی و نظارت دستگاههای مسئول، میتواند خسارتهای جبرانناپذیری ایجاد کند.
از هشدار تا برخورد؛ چرا آتشها هنوز روشن میشوند؟
کارشناسان معتقدند بخشی از این مسئله به فاصله میان قانون و اجرا بازمیگردد. از یک سو، قوانین ممنوعیت این اقدام را مشخص کردهاند و از سوی دیگر، برخی کشاورزان هنوز راهکارهای جایگزین را پرهزینه یا دشوار میدانند.
محمد خدادادی کارشناسی کشاورزی می گوید: نبود تجهیزات کافی در برخی مناطق، هزینه جمعآوری بقایا و باقی ماندن نگاه سنتی به کاه و کلش، از جمله دلایلی است که باعث میشود برخی بهرهبرداران به سراغ سادهترین راه یعنی آتش زدن بروند.
وی در گفت وگو با خبرنگار مهر افزود: به همین دلیل برخورد قانونی باید در کنار حمایت عملی از کشاورزان قرار گیرد؛ زیرا تغییر یک عادت قدیمی بدون فراهم کردن امکان جایگزین، دشوار خواهد بود.
تغییر نگاه؛ از پسماند تا فرصت اقتصادی
وی ادامه داد: در سالهای اخیر، یکی از راهکارهای مؤثر برای کاهش آتشزدن کاه و کلش، تبدیل این بقایا به یک محصول اقتصادی بوده است.
بخشی از کشاورزان مازندران اکنون به جای سوزاندن کاه، آن را جمعآوری و برای استفاده در دامداریها عرضه میکنند؛ اقدامی که هم درآمدی برای کشاورز ایجاد میکند و هم مانع از ورود دود به هوا میشود.

هادی باقری، معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی مازندران، با اشاره به کاهش آتشسوزیها در اراضی شالیزاری استان، میگوید: تغییر نگاه اقتصادی به کاه و کلش نقش مهمی در کاهش تمایل به سوزاندن آن داشته است.
وی معتقد است: امروز بسیاری از شالیکاران، بقایای گیاهی را یک منبع ارزشمند میدانند و استفاده از آن در خوراک دام یا بازگرداندن آن به خاک را به آتش زدن ترجیح میدهند.
باقری همچنین توسعه استفاده از دستگاههای کاهخردکن و آموزشهای ترویجی را از عوامل مؤثر در کاهش این پدیده عنوان میکند.
اما همچنان این سؤال باقی است که آیا روند کاهش آتشها میتواند پایدار بماند یا با آغاز هر فصل برداشت، دوباره دود شالیزارها به آسمان بازخواهد گشت؟
راهی برای خاموش کردن آخرین شعلهها
در شالیزارهای مازندران، پایان برداشت محصول نباید آغاز فصل دود باشد. کارشناسان معتقدند بقایای گیاهی اگر درست مدیریت شوند، نهتنها تهدید نیستند، بلکه میتوانند بخشی از راهحل مشکلات کشاورزی باشند.
خرد کردن کاه و کلش و بازگرداندن آن به خاک، تولید کود آلی، استفاده در صنایع مختلف و تبدیل به خوراک دام، مسیرهایی هستند که میتوانند جایگزین آتش شوند؛ مسیرهایی که هم به حفظ محیط زیست کمک میکنند و هم هزینههای تولید را برای کشاورزان کاهش میدهند.
جهاد کشاورزی مازندران نیز در سالهای اخیر تلاش کرده با توسعه برنامههای آموزشی، برگزاری دورههای ترویجی و معرفی روشهای جدید مدیریت بقایا، کشاورزان را از سوزاندن کاه و کلش دور کند.
هادی باقری، معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی مازندران، با اشاره به اقدامات انجامشده در این زمینه، میگوید: گشتهای مشترک کشاورزی و محیط زیست در سطح مراکز مختلف استان فعال شدهاند و پایش مزارع برای جلوگیری از آتشزدن بقایا ادامه دارد.
وی تأکید میکند: آتشزدن کاه و کلش علاوه بر آسیب به خاک و محیط زیست، میتواند برای مالکان اراضی نیز تبعات قانونی ایجاد کند؛ بهویژه زمانی که آتش از کنترل خارج شده و خسارتی به دیگر مزارع، منابع طبیعی یا مناطق مسکونی وارد کند.
ماجرای یک دود و یک انتخاب
آتش شالیزارهای مازندران، تنها داستان چند هکتار زمین سوخته نیست؛ داستان انتخاب میان یک روش قدیمی و راهی جدید برای ادامه کشاورزی است. یک سوی این انتخاب، شعلههایی است که در چند ساعت بقایای گیاهی را از بین میبرد اما خاک را ضعیفتر، هوا را آلودهتر و جادهها را ناامنتر میکند.
سوی دیگر، روشی است که با مدیریت صحیح، همان بقایا را دوباره به چرخه تولید بازمیگرداند و به جای دود، فرصت ایجاد میکند.
حادثه خودروی سوخته در محور سرخرود ـ محمودآباد، شاید با یک خسارت مالی پایان یافت، اما میتوانست به حادثهای تلختر تبدیل شود؛ حادثهای که یادآوری کرد دود برخاسته از مزارع، پشت فرمان خودروها هم دیده میشود.
امروز مسئله سوزاندن کاه و کلش دیگر فقط دغدغه محیط زیست یا کشاورزی نیست؛ موضوعی است که به ایمنی جادهها، سلامت مردم و آینده تولید کشاورزی در مازندران گره خورده است.

پایان یک عادت، آغاز یک مسیر تازه
خاموش شدن آتش شالیزارها تنها با ممنوعیت و برخورد اتفاق نمیافتد؛ این تغییر زمانی ماندگار خواهد شد که کشاورز بداند آنچه در زمین باقی مانده، پسماند نیست؛ بخشی از سرمایه اوست.
اگر تجهیزات در دسترستر شود، آموزشها ادامه پیدا کند و استفاده اقتصادی از بقایای گیاهی رونق بگیرد، میتوان امیدوار بود که در سالهای آینده پایان برداشت برنج در مازندران، دیگر با دود و شعله همراه نباشد.
شالیزارهای شمال باید دوباره فقط بوی خاک، آب و برنج بدهند؛ نه دود آتشی که هم آسمان را تیره میکند و هم زنگ خطری برای جان مردم است.