خبرگزاری مهر، گروه استان ها:صدای رفتوآمد کودکان، گفتوگوی مادران، فعالیت بانوان، رفتوآمد نیروهای جهادی و برنامههای فرهنگی؛ اینجا اگر فقط منتظر صدای اذان بمانیم تا بفهمیم مسجد چه زمانی زنده است، بخش بزرگی از واقعیت را از دست دادهایم.
مسجد جامع گلشن گرگان در جریان تور رسانهای، تصویری متفاوت از یک مسجد را پیش روی خبرنگاران قرار داد؛ تصویری که در آن مسجد تنها محل اقامه نماز و برگزاری مراسم مذهبی نیست، بلکه بخشی از زندگی روزمره مردم را در خود جای داده است.
خبرنگار وقتی از بخشهای مختلف مسجد عبور میکند، با یک فضای یکدست و تککارکرد مواجه نیست؛ هر گوشه این مجموعه روایت خاص خود را دارد. یک طرف کودکان در کلاسهای آموزشی و فرهنگی حضور دارند، بخشی از فضا به فعالیتهای کانون فرهنگی اختصاص یافته، جایی دیگر برنامههای کتابخوانی و تماشای فیلم دنبال میشود و در سوی دیگر، مرکز نیکوکاری و فعالیتهای حمایتی جریان دارد.
در همین میان، آشپزخانه مسجد نیز روایت دیگری از خدمت مردمی را رقم میزند؛ جایی که بانوان برای تهیه غذا و نان مورد نیاز مواکب و مناسبتهای مختلف پای کار هستند.
این تصویر، شاید بهترین نقطه شروع برای فهم کارکرد مسجد جامع گلشن باشد؛ مسجدی که تلاش کرده از «محل حضور در نماز» به «محل حضور در زندگی» تبدیل شود.
وقتی مسجد برای کودک برنامه دارد
سیده منا باقریفرد، مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مسجد جامع گلشن و مسئول آموزش کانون فرهنگی هنری مسجد، در جریان این تور رسانهای درباره بخشی از برنامههای کودک و نوجوان توضیح میدهد.
به گفته باقریفرد، عملکرد مسجد جامع گلشن در حوزه فعالیت برای کودکان و خانوادهها سبب شده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز امسال در این مسجد راهاندازی شود؛ اتفاقی که برای این مجموعه یک ظرفیت تازه به شمار میرود.
اما شاید مهمتر از راهاندازی یک عنوان یا مجموعه جدید، آماری باشد که باقریفرد از میزان مشارکت خانوادهها ارائه میکند.
بیش از یک هزار و ۴۰۰ دانشآموز و والدین در برنامههای اوقات فراغت امسال ثبتنام کردهاند و برای آنان ۵۲ کلاس در حوزههای مذهبی، آموزشی، هنری و ورزشی پیشبینی شده است.
خبرنگار در مواجهه با این آمار، با یک سؤال ساده روبهرو میشود؛ چرا یک مسجد باید تا این اندازه برای اوقات فراغت کودکان برنامه داشته باشد؟
پاسخ را میتوان در همان دغدغهای پیدا کرد که باقریفرد درباره نسل جدید مطرح میکند؛ اینکه کودک برای ارتباط ماندگار با مسجد، فقط به سخنرانی و مراسم نیاز ندارد، بلکه باید در این فضا احساس زندگی، نشاط، دوستی و تعلق داشته باشد.
به تعبیر باقریفرد، تلاش شده کودک و نوجوان در کنار مسائل مذهبی و اعتقادی، آموزش، ورزش، هنر و فعالیتهای اجتماعی را نیز تجربه کند.
این رویکرد، مسجد را از یک فضای رسمی و محدود خارج میکند و آن را به محیطی تبدیل میکند که کودک میتواند بخشی از اوقات خود را در آن سپری کند.
۵۲ کلاس؛ یک مسجد و یک تابستان متفاوت
۵۲ کلاس اوقات فراغت، فقط یک عدد نیست.
پشت این عدد، مجموعهای از برنامههای آموزشی، مذهبی، هنری و ورزشی قرار دارد که با هدف جذب کودک و خانواده طراحی شده است.
باقریفرد در توضیح این برنامهها به ظرفیت ورزش نیز اشاره میکند؛ ظرفیتی که با وجود محدودیت فضای ورزشی در مسجد، کنار گذاشته نشده است.
به گفته مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مسجد جامع گلشن، برای استفاده از امکانات موجود در اطراف مسجد، با باشگاهها و مدارس همکاری شده و رشتههایی مانند کشتی، ورزش زورخانهای، کاراته، دفاع شخصی و ورزشهای پهلوانی برای کودکان و نوجوانان برگزار شده است.
برای خبرنگار حاضر در این تور، این بخش از فعالیت مسجد یک نکته مهم را روشن میکند؛ مسجد جامع گلشن تلاش نکرده همه امکانات را در داخل ساختمان خود محصور کند، بلکه ظرفیت محله را نیز بخشی از ظرفیت مسجد دیده است.
این همان چیزی است که در نگاه محلهمحور به مسجد اهمیت دارد؛ مسجد باید بتواند شبکهای از ظرفیتهای اطراف خود را برای حل نیازهای مردم به یکدیگر متصل کند.

مادران؛ مخاطبانی که فراموش نشدهاند
در مسجد جامع گلشن، کودک تنها مخاطب برنامههای اوقات فراغت نیست.
باقریفرد میگوید همزمان با حضور کودکان در کلاسها، برنامههایی نیز برای مادران طراحی شده است؛ از جمله برنامههای کارآفرینی و عروسکدوزی.
در این طرح، مادران و کودکان میتوانند در فرآیند تولید عروسک مشارکت کنند و پس از آماده شدن محصولات، آثار تولیدشده در نمایشگاه عرضه و فروخته شود.
اینجا یک اتفاق مهم رخ میدهد؛ خانواده فقط دریافتکننده خدمات فرهنگی نیست، بلکه میتواند در فرآیند تولید و کارآفرینی نیز نقش داشته باشد.
باقریفرد این برنامه را مسیری برای ایجاد درآمد هرچند محدود برای خانوادهها میداند؛ مسیری که در آن آموزش مهارت با فعالیت اقتصادی پیوند میخورد.
یک جشن تولد برای بازگرداندن عزت نفس
باقریفرد از کودکانی میگوید که در جشنهای تولد فصلی مسجد شرکت میکنند و برخی از آنها برای نخستین بار تجربه میکنند که دیگران برایشان جشن گرفتهاند.
وقتی کودکی میگوید «تا حالا کسی برای من تولد نگرفته»، جشن تولد دیگر صرفاً یک برنامه تفریحی نیست.

باقریفرد معتقد است تقویت عزت نفس کودکان و نوجوانان باید جدی گرفته شود و طرح شادمانی نیز با همین هدف اجرا شده است.
در چنین فضایی، کیک تولد، هدیه و دورهمی، ابزارهایی برای انتقال یک پیام ساده هستند: کودک دیده میشود و حضورش اهمیت دارد.
تماشاخونه؛ وقتی فیلم هم بهانهای برای جمع شدن است
باقریفرد توضیح میدهد که سهشنبهها کودکان و نوجوانان در این برنامه دور هم جمع میشوند؛ یک هفته کودکان به تماشای انیمیشن مینشینند و هفته دیگر نوجوانان فیلمهای سینمایی متناسب با گروه سنی خود را میبینند.
در نگاه نخست شاید تماشای فیلم در مسجد اتفاق چندان ویژهای نباشد، اما وقتی هدف، ایجاد یک جمع واقعی برای کودکانی باشد که بخش زیادی از سرگرمیشان به تنهایی و از طریق تلفن همراه اتفاق میافتد، اهمیت آن بیشتر میشود.
کودک اینجا فقط فیلم نمیبیند؛ کنار همسالانش مینشیند، واکنش نشان میدهد، حرف میزند و تجربهای جمعی پیدا میکند.
کافهکتاب؛ کتابخانهای برای خواندن و دوست شدن
«کافهکتاب» نیز یکی دیگر از برنامههایی است که به گفته باقریفرد با هدف ایجاد فضای متفاوت برای کودکان و نوجوانان راهاندازی شده است.
قرار نیست کتابخانه فقط محلی برای سکوت و مطالعه فردی باشد. کودکان میتوانند در کنار دوستان خود کتاب بخوانند و یک دورهمی فرهنگی داشته باشند.
فضایی برای آماده کردن چای و نوشیدنی نیز در نظر گرفته شده تا بچهها تجربهای متفاوت از حضور در کتابخانه داشته باشند.
باقریفرد میگوید این برنامه برای دختران و پسران طراحی شده و تلاش شده کتابخوانی با ارتباط اجتماعی و حس صمیمیت همراه شود.
برای خبرنگار، اینجا یک مفهوم دوباره تکرار میشود؛ جذب نسل جدید با اجبار اتفاق نمیافتد؛ با تجربهای جذاب و معنادار اتفاق میافتد.
مسجدگردی؛ تغییر یک تصور قدیمی
اما شاید «تور مسجدگردی» یکی از مهمترین برنامههایی باشد که در جریان این روایت معرفی میشود.
باقریفرد توضیح میدهد: این طرح با استقبال آموزش و پرورش نیز همراه شده و دانشآموزان در قالب برنامهای مشخص با ۱۰ محور از فعالیتها و ظرفیتهای مسجد آشنا میشوند.
سؤال ابتدایی از کودکان ساده است: مسجد چه جایی است؟
پاسخ بسیاری از کودکان نیز قابل پیشبینی است: جایی برای قرآن خواندن و دعا کردن.
اما بعد از ورود به برنامه، تعریف کودک تغییر میکند.
باقریفرد میگوید کودکان در جریان مسجدگردی متوجه میشوند که مسجد میتواند محل همکاری، مشورت، قصهگویی، بازی، تماشای فیلم و شکلگیری دوستی باشد.
این طرح در واقع تلاش برای تغییر یک تصویر ذهنی است؛ تصویری که مسجد را فقط در چارچوب مناسک مذهبی تعریف میکند.
از کلاس و کتاب تا تنور و آشپزخانه
اگر بخش کودک و نوجوان، یک روی سکه مسجد جامع گلشن باشد، مرکز نیکوکاری روی دیگر آن است.
پروین محمدآبادی، مددکار و مسئول ثبت در مرکز نیکوکاری مسجد جامع گلشن، در جریان تور رسانهای از فعالیتهای حمایتی این مجموعه روایت میکند؛ روایتی که از پذیرایی مسافران آغاز میشود و به پشتیبانی از مواکب و کمک به نیازمندان میرسد.
محمدآبادی میگوید در ایام نوروز، طی ۱۵ روز، هر روز برای مسافرانی که در این مجموعه حضور داشتند ناهار و شام تهیه شده است.

اما فعالیت آشپزخانه مسجد تنها به نوروز محدود نمانده است.
به گفته محمدآبادی، حدود ۱۰ نفر از بانوان در تهیه غذا و نان مشارکت دارند و غذای آمادهشده پس از بستهبندی برای مواکب ارسال میشود.
در مناسبتهای مذهبی نیز این ظرفیت به کار گرفته شده است؛ برای نمونه، در مراسم رحلت امام خمینی(ره)، زرشکپلو با مرغ تهیه و در میان مواکب توزیع شده است.
پنج هزار قرص نان؛ روایت یک روز کاری
محمدآبادی توضیح میدهد: در یکی از روزها، فعالیت از ساعت ۷ صبح آغاز شده و تا حدود ۴ بعدازظهر ادامه داشته و هدف، آمادهسازی پنج هزار قرص نان برای مواکب بوده است.
خبرنگار وقتی این عدد را در کنار حضور بانوان و نیروهای مردمی قرار میدهد، با تصویر متفاوتی از فعالیت مسجد روبهرو میشود.
اینجا خدمت فقط در حرف نیست؛ در آردی که خمیر میشود، در تنوری که روشن میماند، در نانی که پخته و بستهبندی میشود و در خودرویی که آن را به مقصد میرساند، جریان دارد.
این همان بخشی از فعالیت مسجد است که شاید در یک برنامه رسمی کمتر دیده شود، اما در زندگی مردم اثر مستقیم دارد.
مرکز نیکوکاری؛ از بسته معیشتی تا کرامت اجتماعی
جواد طبرسا، مدیر کانون فرهنگی هنری مسجد جامع گلشن، نیز در جریان تور رسانهای بر گستردگی فعالیتهای مرکز نیکوکاری تأکید دارد.
به گفته طبرسا، در حوزه خدمات حمایتی و معیشتی، بستههای معیشتی و پویشهای مختلف از جمله «پویش اول ماه» اجرا میشود.
اما نقطه برجسته این فعالیتها، رتبهای است که مرکز نیکوکاری مسجد جامع گلشن در سطح کشور به دست آورده است.

طبرسا میگوید این مرکز در میان حدود ۸ هزار مرکز نیکوکاری کشور در جشنواره ملی نیکوکاری، موفق به کسب رتبه نخست شده است.
این رتبه فقط یک عنوان نیست؛ پشت آن مجموعهای از مشارکتهای مردمی، فعالیت نیروهای داوطلب و اعتماد خیران قرار دارد.
مرکز نیکوکاری زمانی میتواند چنین جایگاهی به دست آورد که میان نیازمند و خیر، یک ارتباط اعتمادآمیز ایجاد کرده باشد.
تولد برای کودکانی که شاید سهم کمتری از شادی دارند
محمدآبادی در بخش دیگری از روایت خود به جشنهای تولد گروهی برای کودکان کمبرخوردار اشاره میکند.
کودکانی که برخی تحت پوشش کمیته امداد یا بهزیستی هستند یا از خانوادههایی میآیند که توان برگزاری جشن تولد را ندارند، هر سه ماه یک بار به این برنامه دعوت میشوند.
به گفته محمدآبادی، حدود ۵۰ تا ۶۰ کودک در این جشنها حضور پیدا میکنند و کیک، شیرینی و هدیه نیز برای آنان آماده میشود.
این برنامه از یک جهت به طرح شادمانی کانون شباهت دارد، اما اینجا مخاطب، کودکانی هستند که محرومیت اقتصادی ممکن است حتی شادیهای ساده زندگی را نیز برایشان دشوار کرده باشد.
مسجد در این نقطه تلاش میکند میان حمایت معیشتی و حمایت عاطفی فاصلهای باقی نگذارد.
قاضوی: مسجد نباید فقط برای نماز باشد
حجتالاسلام سیدهادی قاضوی، امام جماعت مسجد جامع گلشن، در جریان این برنامه درباره فلسفهای که پشت این فعالیتها قرار دارد، سخن میگوید.
قاضوی معتقد است مسجد در جامعه اسلامی باید جایگاهی فراتر از یک محل اقامه نماز داشته باشد و ظرفیتهای آن باید در خدمت مسائل واقعی جامعه قرار گیرد.
وی با اشاره به تجربه صدر اسلام میگوید مسجد در زمان پیامبر اکرم(ص) محل اجتماع مسلمانان و محور بسیاری از امور اجتماعی و دینی بود.

به اعتقاد قاضوی، امروز نیز هر محله یک مسجد دارد و اگر ظرفیت مسجد فعال شود، میتوان بسیاری از مسائل اجتماعی و فرهنگی را در سطح محله پیگیری کرد.
قاضوی، مسجد جامع گلشن را نمونهای از مسجدی میداند که تلاش کرده ظرفیتهای خود را به فعلیت برساند؛ از مرکز نیکوکاری و کانون فرهنگی گرفته تا کلاسهای آموزشی کودکان و نوجوانان.
طبرسا: فعالیت مسجد را باید در روزهای عادی دید
جواد طبرسا، مدیر کانون فرهنگی هنری مسجد جامع گلشن، نیز یک نکته مهم را خطاب به خبرنگاران مطرح میکند؛ اینکه فعالیت مسجد نباید فقط در مناسبتها دیده شود.
طبرسا از رسانهها میخواهد در روزهای عادی نیز به مسجد مراجعه کنند و خدماتی را که در این مجموعه ارائه میشود، از نزدیک ببینند.
این درخواست، شاید یکی از مهمترین پیامهای تور رسانهای باشد.
چون مسجدی که فقط در مناسبتها دیده شود، فقط بخشی از خودش را نشان داده است.
مسجد جامع گلشن در روزهای عادی نیز کلاس دارد، کودک دارد، مادر دارد، مددجو دارد، مرکز نیکوکاری دارد، فعالیت فرهنگی دارد و نیروهای مردمی در آن مشغول خدمت هستند.
یک مسجد؛ چندین نقش
وقتی روایتهای سیده منا باقریفرد، پروین محمدآبادی، حجتالاسلام سیدهادی قاضوی و جواد طبرسا را کنار هم میگذاریم، تصویر کاملتری از مسجد جامع گلشن شکل میگیرد.
باقریفرد از ۵۲ کلاس و بیش از هزار و ۴۰۰ دانشآموز و والدین سخن میگوید.
محمدآبادی از ۱۵ روز خدمترسانی نوروزی، پخت غذا، پشتیبانی از مواکب و پخت پنج هزار قرص نان روایت میکند.
طبرسا از رتبه نخست مرکز نیکوکاری در میان حدود ۸ هزار مرکز کشور و برنامههای حمایتی سخن میگوید.
قاضوی نیز از فلسفه این حرکت میگوید؛ اینکه مسجد باید دوباره به پایگاه محله و محل حل مسائل مردم تبدیل شود.
این چهار روایت، در کنار مشاهده خبرنگاران در تور رسانهای، یک تصویر واحد میسازد؛ تصویر مسجدی که تلاش کرده کارکردهای اجتماعی خود را دوباره زنده کند.
مسجدی که میخواهد خانه مردم باشد
مسجد جامع گلشن را نمیتوان فقط با تعداد کلاسها، تعداد بستههای معیشتی، تعداد قرصهای نان یا تعداد برنامههای فرهنگی سنجید.
پشت همه این اعداد، یک مفهوم مهمتر قرار دارد: اعتماد.
اعتماد خانوادهای که کودک خود را برای کلاس به مسجد میسپارد؛ اعتماد مادری که برای یادگیری مهارت وارد کانون میشود؛ اعتماد خیری که کمک خود را به مرکز نیکوکاری میسپارد؛ اعتماد خانواده نیازمندی که میداند در اینجا تنها با یک بسته معیشتی مواجه نیست، بلکه کرامتش نیز مورد توجه قرار میگیرد.
تور رسانهای مسجد جامع گلشن نشان داد مسجد میتواند همزمان چند نقش داشته باشد؛ محراب برای عبادت، کلاس برای آموزش، کتابخانه برای دانایی، باشگاه برای ورزش، کافهکتاب برای گفتوگو، مرکز نیکوکاری برای حمایت، آشپزخانه برای خدمت و فضای کودک برای ساختن خاطره.
شاید مهمترین نکته این باشد که هیچکدام از این فعالیتها جای نماز و عبادت را نگرفتهاند؛ بلکه تلاش شده عبادت از زندگی مردم جدا نباشد.
مسجد جامع گلشن در این تجربه، میخواهد خانه خدا را به خانه مردم نزدیکتر کند؛ خانهای که کودک در آن احساس امنیت کند، مادر فرصت یادگیری پیدا کند، نیازمند کرامت ببیند، خیر امکان خدمت داشته باشد و مردم محله بدانند در روزهای سخت، یک در همیشه به روی آنها باز است.
و این شاید همان تعریفی باشد که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم؛ مسجدی که فقط مردم را برای نماز به خود دعوت نمیکند، بلکه برای زندگی در کنار مردم میایستد.