خبرگزاری مهر، گروه استان ها: صبح امروز، فندرسک حالوهوای دیگری داشت؛ خیابانها آرامآرام از جمعیتی پر میشد که آمده بودند یکی از فرزندان خود را تا آخرین منزل بدرقه کنند. تصاویر شهید حامد اکاتی در میان دستهای مردم دیده میشد و صدای صلوات و ذکر، فضای مراسم را پر کرده بود.
پیکر شهید که به میان مردم رسید، بسیاری برای لحظاتی سکوت کردند. برخی چشم از تابوت برنمیداشتند و برخی دیگر زیر لب صلوات میفرستادند. در چهره خانواده شهید، سنگینی یک داغ بزرگ دیده میشد؛ داغ فرزندی که روزی با همین مردم زندگی کرده، در همین منطقه بزرگ شده و حالا پس از شهادت، بر شانههای آنان تشییع میشد.
امروز فندرسک تنها شاهد یک مراسم نبود؛ صحنهای بود که در آن خاطرات یک خانواده، زندگی یک جوان و احساسات مردمی که برای وداع آمده بودند، در کنار یکدیگر قرار گرفت.
از کودکی در مسجد تا لباس خدمت
شهید ناوسروان حامد اکاتی از اهالی منطقه فندرسک شهرستان رامیان بود؛ جوانی که به گفته خانواده، از دوران کودکی با مسجد و فضای معنوی آن مأنوس بود.
این پیوند با مسجد، بخشی از تربیت و شخصیت وی را شکل داد. حضور در محیطهای دینی و انس با آموزههای قرآن، مسیری را پیش روی وی قرار داد که سالها بعد با انتخاب لباس خدمت و پذیرش مسئولیتهای نظامی ادامه پیدا کرد.
حامد اکاتی زندگی خود را در مسیر خدمت به کشور دنبال کرد و سرانجام در جریان تجاوز نظامی آمریکا به جنوب کشور، در استان خوزستان به شهادت رسید.
خبر شهادت وی برای مردم منطقه، خبری دور از زندگی روزمره نبود؛ نام شهید از میان همین مردم برخاسته بود و به همین دلیل، مراسم تشییع وی به صحنهای برای حضور گسترده مردم و همراهی با خانواده شهید تبدیل شد.
امروز مردم نشان دادند فرزندشان را تنها نمیگذارند
یکی از شهروندان حاضر در مراسم، نخستین چیزی که در نگاهش جلب توجه کرده بود را حضور گسترده مردم میداند.
وی میگوید: از ابتدای مراسم مشخص بود که مردم برای یک تشییع معمولی نیامدهاند. هرکس به شکلی خودش را به اینجا رسانده بود. بعضیها شهید را از نزدیک میشناختند و بعضیها شاید فقط نام وی را شنیده بودند، اما همه برای بدرقه آمده بودند.
وی ادامه میدهد: برای من، حضور نسلهای مختلف در این مراسم قابل توجه بود. جوانها در کنار افراد مسن ایستاده بودند و خانوادهها فرزندانشان را همراه خود آورده بودند. این صحنه نشان میدهد که شهادت یک جوان میتواند احساس مشترکی در میان یک جامعه ایجاد کند.
این شهروند معتقد است خانواده شهید در چنین روزی بیش از هر چیز به همراهی مردم نیاز دارد.
وی میگوید: شاید هیچ حرفی نتواند جای خالی یک فرزند را برای خانواده پر کند، اما حضور مردم میتواند نشان دهد که این خانواده در روزهای سخت تنها نیست. امروز مردم کنار خانواده حامد ایستادند و با حضورشان این پیام را منتقل کردند.
لحظه وداع، سنگینترین بخش مراسم بود
شهروند دیگری که در مراسم حضور داشت، فضای لحظه ورود پیکر شهید را متفاوت از دیگر بخشهای مراسم توصیف میکند.
وی میگوید: تا قبل از رسیدن پیکر، مراسم بیشتر حالوهوای حماسی داشت، اما وقتی تابوت شهید در میان جمعیت قرار گرفت، حال و هوای مردم تغییر کرد. خیلیها سکوت کردند و نگاهها به سمت پیکر رفت.
وی اضافه میکند: در چنین لحظهای تازه میتوان فهمید شهادت یعنی چه. تا وقتی خبر شهادت را میشنویم، ممکن است فقط چند جمله درباره آن بدانیم، اما وقتی پیکر یک جوان را میبینیم که قرار است برای همیشه از خانوادهاش جدا شود، موضوع برایمان ملموستر میشود.
این شهروند تأکید میکند: نام شهید باید فراتر از مراسم امروز در ذهن مردم باقی بماند.
وی میگوید: شهدا را نباید فقط در روز تشییع به یاد آورد. باید زندگی آنها را شناخت. باید فهمید چگونه بزرگ شدند، چه انتخابهایی داشتند و چه چیزی باعث شد مسیر خدمت را انتخاب کنند. اگر این شناخت ایجاد شود، یاد شهید میتواند برای نسل جوان معنا پیدا کند.
یکی دیگر از حاضران، سخنان پدر شهید را یکی از تأثیرگذارترین بخشهای مراسم میداند.
وی میگوید: انتظار داشتم پدر شهید بیشتر درباره داغ و دوری فرزندش صحبت کند، اما حرفهای وی سمت دیگری داشت. وی خطاب به پدر و مادرها درباره تربیت فرزندان سخن گفت و بر نقش قرآن تأکید کرد.
وی ادامه میدهد: برای من این بخش بسیار قابل تأمل بود. پدری که در همان روز باید با فرزندش وداع کند، به جای اینکه فقط از رنج خودش بگوید، دغدغه تربیت بچههای دیگر را مطرح میکند.
این شهروند معتقد است چنین سخنانی نشان میدهد خانواده شهید تلاش دارد از دل یک حادثه تلخ، پیامی برای جامعه ارائه کند.
وی میگوید: وقتی پدر شهید از والدین میخواهد فرزندانشان را قرآنی تربیت کنند، در واقع از تجربه زندگی خودش حرف میزند. وی حامد را از کودکی در فضای مسجد و معنویت دیده و امروز نتیجه آن مسیر را در زندگی و شهادت فرزندش میبیند.
تشییع تمام میشود، اما مسئولیت مردم باقی میماند
یکی دیگر از شهروندان حاضر در مراسم، نگاه خود را به روزهای پس از تشییع معطوف میکند.
وی میگوید: مراسم امروز با دفن پیکر شهید به پایان میرسد، اما وظیفه مردم از همینجا شروع میشود. خانواده شهید بعد از رفتن جمعیت باید با جای خالی فرزندشان زندگی کنند و جامعه نباید آنها را فراموش کند.
وی ادامه میدهد: گاهی در روزهای نخست، همه درباره شهید صحبت میکنند، اما با گذشت زمان ممکن است این توجه کمتر شود. خانواده شهید اما هر روز با خاطرات فرزندشان زندگی میکنند. بنابراین حمایت از خانواده شهدا نباید محدود به روزهای تشییع و سالگرد باشد.
این شهروند، حفظ نام و مسیر شهدا را مسئولیتی فرهنگی میداند.
وی میگوید: نسل نوجوان و جوان باید بداند کسانی که امروز از آنها به عنوان شهید یاد میکنیم، قبل از شهادت زندگی معمولی داشتند؛ خانواده داشتند، آرزو داشتند و برای آینده برنامهریزی میکردند. آنچه آنها را متمایز کرد، انتخاب مسئولیت و ایستادن در مسیر اعتقاد و خدمت بود.
پدر شهید؛ از داغ فرزند تا پیام به همه پدر و مادرها
در میان همه روایتهایی که امروز در مراسم تشییع شنیده شد، سخنان پدر شهید جایگاه ویژهای داشت؛ سخنانی که بیش از آنکه روایت یک پدر داغدار باشد، پیامی برای خانوادههای دیگر بود.
پدر شهید حامد اکاتی با اشاره به دوران کودکی فرزندش، از انس وی با مسجد سخن گفت و تأکید کرد که شهید از همان طفولیت، روحیهای مسجدی داشت.
وی سپس خطاب به پدر و مادرها توصیهای روشن مطرح کرد؛ اینکه فرزندانشان را قرآنی تربیت کنند تا در مسیر زندگی عاقبتبهخیر شوند.
این جمله پدر شهید در فضایی بیان شد که پیکر فرزندش برای آخرین وداع در برابر چشم مردم قرار داشت. همین شرایط، سخنان وی را به یکی از ماندگارترین بخشهای مراسم تبدیل کرد؛ زیرا وی در حالی که خود با سنگینترین شکل فقدان روبهرو بود، درباره آینده فرزندان دیگر خانوادهها سخن گفت.
پدر شهید در ادامه بر اهمیت پایداری و استقامت تأکید کرد و گفت اسلام با پایداری و استقامت تا امروز زنده مانده و از این پس نیز زنده خواهد ماند.
وی همچنین با اشاره به برافراشته ماندن پرچم اسلام، بر اهمیت بیداری ملت و مردم تأکید کرد؛ سخنانی که نشان میداد نگاه وی به شهادت فرزندش تنها در چارچوب یک فقدان خانوادگی خلاصه نمیشود.
برای این پدر، حامد تنها فرزندی نبود که امروز از دست رفته است؛ وی حاصل سالها تربیت، زندگی و امید خانواده بود. با این حال، پدر تلاش کرد در لحظهای که بسیاری انتظار شنیدن سخنان اندوهناک داشتند، بر مفاهیمی همچون قرآن، تربیت فرزندان، استقامت و بیداری تأکید کند.
فندرسک در قاب یک وداع
مراسم امروز را نمیتوان فقط با تعداد حاضران یا تصاویر ثبتشده از جمعیت توصیف کرد. آنچه به این تشییع معنا میداد، ترکیب متفاوتی از احساسات بود؛ سوگ خانواده، بغض دوستان، حضور مردم و آرامشی که در میان بسیاری از حاضران دیده میشد.
تابوت شهید در مسیر تشییع حرکت میکرد و مردم قدمبهقدم همراه آن پیش میرفتند. در میان جمعیت، کسانی بودند که شاید هیچگاه فرصتی برای گفتوگوی مستقیم با شهید نداشتند، اما امروز خود را موظف میدانستند در آخرین مسیر همراه وی باشند.
در گوشهای از جمعیت، خانواده شهید ایستاده بودند؛ خانوادهای که باید با واقعیتی تازه روبهرو میشد؛ اینکه از این پس جای حامد در خانه خالی است، اما نام وی در حافظه خانواده و مردم منطقه باقی خواهد ماند.
تشییع شهید، از یک سو پایان حضور جسمانی وی در میان مردم بود و از سوی دیگر آغاز مرحلهای تازه برای روایت زندگی و شخصیت وی.
پایان راه، آغاز ماندگاری
امروز پیکر شهید حامد اکاتی بر دوش مردم فندرسک تشییع شد و منطقه یکی از فرزندان خود را به خاک سپرد؛ جوانی که به گفته پدر، از کودکی با مسجد و فضای دینی انس داشت و سالهای زندگی خود را در مسیر خدمت سپری کرد.
آنچه از این مراسم باقی میماند، فقط یک روز سوگ نیست. در کنار تصاویر و لحظههای وداع، سخنان پدری باقی مانده که در اوج داغ، از تربیت قرآنی فرزندان گفت؛ از استقامت سخن گفت و بر بیداری مردم تأکید کرد.
شهروندانی که امروز در کنار خانواده شهید ایستادند نیز هرکدام از زاویهای متفاوت، بخشی از این روایت را بازگو کردند؛ یکی از حضور مردم گفت، دیگری از سنگینی لحظه وداع، شهروندی از پیام پدر شهید سخن گفت و دیگری مسئولیت جامعه در قبال خانواده شهدا را یادآوری کرد.
شاید تشییع امروز برای مردم فندرسک پایان یک مراسم باشد، اما برای خانواده اکاتی آغاز روزهایی است که باید جای خالی حامد را با خاطرات وی پر کنند.
شهید حامد اکاتی رفت، اما روایتی که از کودکی، مسجد، خدمت، ایستادگی و شهادت وی باقی مانده، میتواند در حافظه این منطقه ماندگار شود؛ روایتی که امروز مردم آن را بر شانههای خود حمل کردند و با بدرقهای باشکوه، فرزند شهیدشان را به خاک سپردند.