خبرگراری مهر، گروه استان ها:نیروی دریایی حیاتی و تعیین کننده ارتش جمهوری اسلامی ایران در سالهای پس از انقلاب، علاوه بر حفاظت از مرزهای آبی کشور، در مأموریتهای مختلف عملیاتی، آموزشی و دریایی حضور داشته و بخشی از توان دفاعی ایران را در پهنه آبهای بین المللی به نمایش گذاشته است. کارکنان این نیرو در کنار سایر نیروهای مسلح، در حقیقت خود را ید پولادین ملت، در دستان ولایت میدانند؛ مجموعهای که مأموریت آن از زمین و هوا تا دریا و عملیاتهای سطحی و زیرسطحی امتداد دارد.
استان گلستان نیز با وجود فاصله جغرافیایی،از مناطق عملیاتی دریایی جنوب و دریاهای آزاد، سهم قابل توجهی در تربیت نیروهای نظامی و تقدیم شهید در عرصههای مختلف دفاعی داشته است. شماری از فرزندان این استان در مأموریتهای نیروی دریایی ارتش حضور داشتهاند و نام شهدای گلستانی با ناوشکنهایی همچون دنا و جماران گره خورده است.
۱۳ شهید گلستانی نداجا در طول جنگ رمضان و نبرد هرمز،عشق به مکتب سید الشهدا و روحیه شهادت طلبی را متبلور ساختند.
شهدا بخشی از روایت بزرگتری هستند که نشان میدهد دفاع از کشور محدود به مرزهای یک استان نیست و جوانان ایرانی در هر نقطهای که مأموریت داشتهاند، مسئولیت خود را در سطح عالی،به انجام رسانده اند.
در همین چارچوب، حادثه ناوشکن دنا و شهادت جمعی از دریادلان ایرانی، بار دیگر موضوع ایثار نیروهای دریایی و پیوند میان فرهنگ دفاع و آموزههای عاشورایی را به یکی از محورهای مهم روایتهای مربوط به شهدای این نیرو تبدیل کرده است.
برای بازخوانی این حادثه و تشریح حالوهوای نیروهای دریایی، با ناخدا مصطفی خسروی، نماینده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران گفتگو کردهایم؛ گفتگویی که در آن از شهدای گلستان، مأموریت دنا، فرهنگ عاشورا، بازدارندگی و روحیه نیروهای مسلح سخن گفته شده است.
*ابتدا میخواهیم بدانیم تصویری که شما از کارکنان نیروی دریایی و بهویژه نیروهای گلستانی دارید چیست و چه چیزی این نیروها را به یکدیگر پیوند میدهد؟
کارکنان نیروی دریایی، کفن پوشان ولایت هستند. لباس های سفید دریادلان، نماد صلح و آرامش در دریاست.خاک پای ملت و سرباز ولایتیم. وقتی پای دفاع از کشور و امنیت مردم به میان میآید، نیروهای مسلح همچون ذوالفقاری در دستان ولایت، بر فرق استکبار جهانی فرود می آیند چرا که، آگاهانه، حرکت در مسیر عاشورایی حسین (ع) را انتخاب کرده اند و بقول معروف" امیرت مشخص، مسیرت مشخص، مکن دل دل ای دل، بزن دل به دریا" ما اینگونه دل به دریا زده ایم زیر چتر ولایت و در طریق سرخ شهادت.
نیروی دریایی هم فقط مجموعهای از نیروهایی نیست که روی یک ناوشکن یا شناور حضور دارند. مأموریت دریایی به بخشهای مختلف دفاعی کشور متصل است و حوزههای زمین، هوا، سطح و زیرسطح را دربرمیگیرد. به همین دلیل، کارکنان این نیرو را باید حلقههایی از زنجیر قدرتمند لنگر کشتی انقلاب دانست که در مقابل طوفانها، توان دفاعی کشور را به تصویر می کشند.
در مورد گلستان نیز این پیوند برای ما اهمیت ویژهای دارد. تقدیم ۱۲ شهید نداجا در ۸ سال دفاع مقدس و ۱۳ شهید در جنگ رمضان، حضور ۱۸ گلستانی در ناوگروه ۸۶ که ۸ ماه دریانوردی به دور کره زمین را رقم زدند گویای این است که غیورمردان دریادل گلستانی، دلسپرده و سر سپرده ولایتند و بس.
جوانان گلستانی ما مثل سایر استانها، با تمام وجود، در عرصه آبهای بین المللی قیام کرده اند. قیامی مبتنی بر علم، فناوری، حماسه عاشورایی و عشق به اسلام که همواره در قلب و ذهن جوانان ما موج می زند. معیارهایی که جوان دریادل ایرانی را از موج به اوج و از عرشه و عرش می کشاند.
*نام تعدادی از شهدای گلستان با مأموریتهای دریایی و بهویژه ناوشکن دنا گره خورده است. این شهدا چه جایگاهی در مجموعه نیروی دریایی دارند؟
۶ شهید جان بر کف و ۴ جانباز دریادل گلستانی در معیت همرزمانشان در ناوشکن دنا، دنا را به کربلایی در دریا مبدل ساختند که عزم عاشورائیشان، کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا را در عالم هستی طنین انداز کرد. همچنین ۷ شهید دریادل دیگر در ناوشکن جماران و سایر جبهه های دریایی گویای تعهد، تخصص و روحیه ایثار و شهادت طلبی جوانان این مرز و بوم است.
این موضوع نشان میدهد که دفاع از ایران یک جغرافیای محدود ندارد. ممکن است یک رزمنده از یک روستا یا شهر کوچک در گلستان برخیزد، اما در نقطهای دور از محل زندگی خود برای امنیت کشور جانفشانی کند. مردم گلستان نیز در دوران دفاع مقدس و پس از آن بارها این روحیه را نشان دادهاند و هر زمان کشور به حضور و پشتیبانی آنان نیاز داشته، در میدان حاضر شدهاند.
*وقتی که خبر شهادت همرزمانتان در ناوشکن دنا به شما رسید چه حس و حالی داشتید؟
وقتی خبر اصابت اژدر آمریکایی به ناوشکن دنا را شنیدم، نخستین چیزی که در ذهنم شکل گرفت، مظلومیت و غربت دریادلان شهید بود. برای من صحنه، تداعیکننده یک «کربلای سیار روی آب» بود؛ انسانهایی که در شرایط دشوار، با وجود مجروحیت و خطر، همرزمان خود را تنها نگذاشتند. جوانی که در ۲۰ سالگی، با لبهای تشنه، به شدت مجروح گردیده و در تلاطم امواج اقیانوس، پیکر همرزم شهیدش را رها نمی کند و حتی جلیقه نجات خود را از تن خارج می کند تا به همرزمان مجروح دیگرش کمک کند، در حقیقت با ایثار جان، کربلا را در آب تفسیر کرده است.
*درباره شرایط مأموریت دنا و اتفاقی که برای این ناوشکن رخ داد، چه نکتهای را لازم میدانید مردم بدانند؟
باید توجه داشت که دنا در آن شرایط برای ورود به یک نبرد اعزام نشده بود. مأموریت آن ماهیت دیگری داشت و نیروهایی که در آن حضور داشتند، در حال انجام مأموریت صلح، ثبات، آموزش و امنیت دریایی خود بودند. همچنین در میان آنها نیروهای آموزشی و دانشجویان نیز حضور داشتند و این اقدام جنایتکارانه در واقع، نقض حقوق بشر دوستانه و پروتکل های بین المللی بود.
*آیا این حادثه توانست روحیه نیروهای دریایی را تحت تأثیر قرار دهد و تردیدی در ادامه مأموریتها ایجاد کند؟
حادثه سنگین بود، اما چیزی که در رفتار نیروها دیده شد، حفظ و ارتقاء روحیه سلحشوری و شهادت طلبی بود. یکی از نشانههای این روحیه را حتی در میان بازنشستگان نیروی دریایی دیدیم. تعدادی از آنها اعلام کردند که اگر کشور به حضورشان نیاز داشته باشد، آماده بازگشت به خدمت هستند و آمادگی خود را به شکل کامل اعلام کردند.
این برای من معنای سربازی دارد. سربازی فقط به این نیست که فرد در یک سازمان مشغول به کار باشد؛ سرباز کسی است که وقتی کشور به وی نیاز دارد، مسئولیتش را بپذیرد. ممکن است فردی بازنشسته شده باشد، اما تعلق وی به وطن و احساس مسئولیتش بازنشسته نمیشود.
بنابراین حادثه دنا اگرچه برای ما دردناک بود و فقدان نیروهای ارزشمندمان را به همراه داشت، اما نتوانست اراده نیروهای مسلح را برای دفاع از کشور از بین ببرد. اتفاقاً چنین حوادثی ضرورت آمادگی، انسجام و حفظ روحیه دفاعی را بیشتر به ما یادآوری میکند.
*در این شرایط، بازدارندگی چه معنایی پیدا میکند و پیام نیروهای مسلح به دشمن چیست؟
بازدارندگی یعنی دشمن بداند اگر به ایران تعرض کند، با یک مجموعه پراکنده مواجه نیست. نیروهای مسلح در کنار ملت قرار دارند و هر بخش، متناسب با مأموریت خود، از کشور دفاع خواهد کرد.
ما به دنبال جنگ نیستیم و هیچ انسان عاقلی از جنگ استقبال نمیکند، اما صلح پایدار بدون توان دفاعی شکل نمیگیرد. دشمن باید بداند که تعرض به کشور هزینه دارد و ملت ایران در برابر هر گونه تجاوزی، مقتدرانه ایستاده است.
من گاهی برای بیان این موضوع از یک تعبیر ساده استفاده میکنم؛ هیاهوی دشمن شبیه کف روی آب است. موج میآید، سر و صدا ایجاد میکند و بعد فروکش میکند، اما خود آب باقی میماند. در نهایت از هیاهوی امواج، ساحلی آرام باقی میماند.
برای ما آن ساحل نجات، همان مکتب امام حسین(ع) است؛ مکتب ایستادگی، ایمان و فداکاری. این باور است که به نیرو اجازه میدهد در سختترین شرایط، به جای تسلیم شدن در برابر ترس، مسئولیت خود را به یاد بیاورد.
*به عنوان نماینده نیروی دریایی، پیام شما به مردم گلستان و خانواده شهدای این استان چیست؟
مردم گلستان بدانند که فرزندانشان در نیروی دریایی، مستحکم تر از گذشته ایستاده اند. نام شهدای این استان برای ما همیشه زنده است و خانوادههای آنان نیز بخشی از خانواده بزرگ نیروهای مسلح هستند.
میدانیم هیچ سخنی نمیتواند جای خالی شهید را برای خانوادهاش پر کند. اما وظیفه ما این است که یاد و خاطره این شهدای گرانقدر را در اذهان و قلوب خود، زنده نگه داریم و اجازه ندهیم ایثار آنان در پیچ و خم تاریخ به فراموشی سپرده شود.
*در روایت شما از این شهدا، فرهنگ عاشورا جایگاه پررنگی دارد. این فرهنگ چگونه در رفتار نیروهای دریایی خودش را نشان می دهد؟
فرهنگ عاشورایی در نیروی دریایی، صرفا یک شعار نیست. شهدای ما ثابت کردند که می شود کربلا را با رمضان در هم آمیخت.
شهدای ناوشکن دنا و جماران، با لبهای تشنه درماه رمضان، کربلایی شدند و شعار محوری راه ما راه حسین ع است را در پهنه آبهای بین المللی ترسیم کردند. آری شهدای دریادل ما غربت، حماسه و شور حسینی را در هم آمیختند و شهادت، ایثار و ولایتمداری را برایمان از دریاهای دور دست به عنوان میراثی گرانبها به ارمغان آوردند.
* اگر بخواهید، یک پیام کوتاه اما ماندگار برای نسل جوان و نیروهای جوان کشور داشته باشید، چه میگویید؟
بنده سرباز کوچکی هستم که با افتخار برای اسلام و وطنم، آگاهانه این لباس را بعنوان کفن، انتخاب کرده ام. پیام من به جوانان این است که اسلام سرباز می خواهد نه سربار؛ بیائیم سرباز واقعی باشیم. چرا که بفرموده قائد شهید امت: سرباز زینت کشور است.
گاهی فاصله میان دو واژه تنها یک نقطه است، اما همان نقطه میتواند معنا را تغییر دهد؛ میان «رحیم» و «رجیم» نیز چنین تفاوتی وجود دارد. انسان باید مراقب باشد در کدام مسیر قرار میگیرد و برای چه چیزی زندگی میکند.
ما انتخاب کردهایم سرباز بمانیم؛ سرباز خدا، سرباز ملت و سرباز وطن. اگر روزی قرار باشد جان خود را تقدیم کنیم، آرزو داریم این جان در مسیر حق و دفاع از مردم تقدیم شود.
گفتگو با ناخدا مصطفی خسروی، روایت یک حادثه دریایی را به تصویری گستردهتر از فرهنگ سربازی و ایثار پیوند میدهد؛ روایتی که در آن شهدای دنا و دیگر شهدای نیروی دریایی، تنها بخشی از یک فهرست نیستند، بلکه نمایندگان نسلی هستند که مسئولیت دفاع از کشور را تا آخرین لحظه پذیرفتهاند.
در این روایت، سهم گلستان نیز پررنگ است؛ استانی که فرزندانش در کنار مردم دیگر نقاط کشور، از میدانهای دفاع زمینی تا مأموریتهای دریایی حضور داشتهاند و شماری از آنان در همین مسیر به شهادت رسیدهاند.
از نگاه خسروی، آنچه در دنا رخ داد، علاوه بر تلخی فقدان نیروهای انسانی، جلوهای از پیوند میان رفاقت، مسئولیت و فرهنگ عاشورا بود؛ جایی که حتی مجروحان، پیکر همرزمان شهید خود را تنها نگذاشتند.
در نهایت، پیام این روایت روشن است: برای نیروهای مسلح، دفاع از کشور صرفاً یک وظیفه اداری یا سازمانی نیست؛ عهدی است که با مردم بسته شده و تا زمانی که عنوان سرباز بر انسان باقی است، مسئولیت آن نیز باقی خواهد ماند.