سه استان پایگاه خبری 3 استان شمالی کشور
277824
جمعه 1405/06/20 ساعت 10:10
زیتون ایران در دو راهی تصمیم؛ «پیمان ملی» راه نجات صنعت می‌شود؟
گیلان

زیتون ایران در دو راهی تصمیم؛ «پیمان ملی» راه نجات صنعت می‌شود؟

رشت- تغییرات اقلیمی و بحران آب از یک سو و مشکلات ارزی، فناوری، واسطه‌گری و صادرات از سوی دیگر، صنعت زیتون ایران را با مجموعه‌ای از چالش‌های به‌هم‌ پیوسته مواجه کرده است.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- رها افشار: زیتون در بسیاری از کشورهای جهان صرفاً یک محصول کشاورزی محسوب نمی‌شود؛ محصولی است که با اقتصاد روستایی، امنیت غذایی، فرهنگ، تجارت خارجی و حتی مناسبات سیاسی کشورها گره خورده است. در حوزه مدیترانه، خاورمیانه و حتی بخش‌هایی از ایران، زیتون بخشی از هویت تاریخی و اقتصادی جوامع محلی به شمار می‌رود و زنجیره‌ای گسترده از باغداری، صنایع تبدیلی، روغن‌کشی، بسته‌بندی، تجارت و صادرات را شکل داده است.

اهمیت این محصول در سال‌های اخیر، همزمان با تشدید تغییرات اقلیمی و چالش منابع آب، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. خشکسالی‌های ممتد در برخی از قطب‌های تولید زیتون جهان، از جمله اسپانیا، ایتالیا و یونان، تولید را تحت تأثیر قرار داده و کاهش عرضه در بازار جهانی نیز به افزایش قیمت روغن زیتون منجر شده است. در چنین شرایطی، زیتون دیگر صرفاً موضوعی در حوزه کشاورزی نیست، بلکه به موضوعی مرتبط با امنیت غذایی، سیاست تجاری، مدیریت منابع طبیعی و اقتصاد سیاسی تبدیل شده است.

در ایران نیز اگرچه ظرفیت قابل توجهی برای توسعه زیتون و صنایع وابسته به آن وجود دارد، اما این صنعت با مجموعه‌ای از چالش‌های درهم‌ تنیده روبه‌رو است؛ از مشکلات آب و تغییرات اقلیمی گرفته تا فرسودگی یا کمبود تجهیزات مدرن روغن‌کشی، مشکلات ارزی، ضعف زنجیره ارزش، نوسان قیمت، حضور واسطه‌ها، کاهش قدرت خرید مصرف‌ کننده و دشواری ورود به بازارهای صادراتی.

از یک سو، باغدار با افزایش هزینه‌ های کود، سم، نهاده، نیروی کار و آب مواجه است و معتقد است محصول خود را با قیمت مناسبی نمی‌فروشد و از سوی دیگر، مصرف‌ کننده نهایی روغن زیتون را به دلیل افزایش قیمت‌ها، بیش از گذشته کالایی لوکس می‌داند. در این میان، بخشی از ارزش افزوده نیز در حلقه‌های واسطه‌ای زنجیره توزیع باقی می‌ماند.

همزمان، سرمایه‌گذار برای نوسازی صنایع روغن‌ کشی و بسته‌بندی با مشکل تأمین ارز و واردات تجهیزات مواجه است و صادر کننده نیز با محدودیت‌ های بازارهای بین‌المللی، تعرفه‌ها، رقابت شدید تولید کنندگان بزرگ و ضعف برند ایرانی دست و پنجه نرم می‌کند.

زیتون ایران در دو راهی تصمیم؛ «پیمان ملی» راه نجات صنعت می‌شود؟

در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که آیا می‌توان برای صنعت زیتون کشور یک نقشه راه جامع طراحی کرد؛ نقشه‌ای که از باغ و مدیریت آب آغاز شود و تا تولید روغن، استاندارد سازی، بسته‌ بندی، بازار داخلی و صادرات امتداد یابد؟

«پیمان ملی صنعت زیتون» پیشنهادی است که با هدف ایجاد همین نگاه زنجیره‌ای مطرح شده است؛ پیمانی میان دولت، دانشگاه، بخش خصوصی، باغداران، صنایع تبدیلی و نهادهای صنفی که هدف آن، تبدیل مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده به یک سیاست منسجم و بلندمدت است.

در همین زمینه با «محمود هوشیارفرد» عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان درباره چالش‌های صنعت زیتون، بحران آب، وضعیت تولید و مصرف روغن زیتون و الزامات شکل‌گیری «پیمان ملی صنعت زیتون» به گفتگو نشستیم.

* در ابتدا بفرمایید چرا زیتون را باید فراتر از یک محصول کشاورزی دید؟

زیتون تنها یک محصول باغی نیست؛ در بسیاری از مناطق جهان، به‌ ویژه حوزه مدیترانه و خاورمیانه، زیتون بخشی از فرهنگ، اقتصاد و حتی هویت جوامع محلی است. در ایران نیز به‌ خصوص در استان‌ هایی مانند گیلان و زنجان، زنجیره تولید زیتون نقش مهمی در اقتصاد محلی دارد.

تولید کننده به دلیل افزایش هزینه کود، آفتکش، آب، نیروی کار و سایر نهاده‌ها معتقد است قیمت محصول پایین است. در مقابل، مصرف‌ کننده به دلیل تورم و کاهش قدرت خرید، روغن زیتون را کالایی گران و تا حدودی لوکس می‌بیند.

در این میان واسطه‌ها و برخی تجار بزرگ نیز بخشی از حاشیه سود زنجیره را در اختیار می‌گیرند. نتیجه این وضعیت آن است که باغدار در پایین‌ ترین سطح سود قرار می‌گیرد و مصرف‌ کننده با بالاترین قیمت مواجه می‌شود.

*آیا بحران آب می تواند مهمترین چالش آینده صنعت زیتون باشد؟

دقیقاً. من معتقدم «چالش مدیریت منابع آب» بزرگ‌ترین چالش پیش روی توسعه زیتون در کشور است.

زیتون محصولی با ارزش افزوده بالا است، اما این مسئله نباید باعث شود بدون توجه به ظرفیت آبی مناطق، توسعه سطح زیرکشت را دنبال کنیم.

در برخی مناطق شمال غرب یا مناطق نیمه‌ خشک، توسعه باغ‌های زیتون در شرایطی که منابع آب محدود است، ممکن است با سیاست ملی مدیریت منابع آب در تعارض قرار بگیرد.

بنابراین باید یک سؤال اساسی را پاسخ دهیم: کدام مناطق کشور ظرفیت توسعه پایدار زیتون را دارند و در کدام مناطق باید از توسعه باغات جدید جلوگیری کرد یا به سمت الگوهای کم‌آب‌بر حرکت کرد؟

این تصمیم نیازمند مطالعات دقیق اقلیمی، اقتصادی و منابع آب است. نمی‌توان صرفاً به دلیل ارزش اقتصادی بالای زیتون، در هر منطقه‌ای باغ جدید احداث کرد.

*تغییرات اقلیمی چه پیامدهای دیگری برای این صنعت خواهد داشت؟

تغییر الگوی بارش و افزایش دوره‌ های خشکسالی فقط میزان تولید را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند ساختار اجتماعی و اقتصادی مناطق زیتون‌کاری را نیز تغییر دهد.

اگر باغدار نتواند تولید اقتصادی داشته باشد، ممکن است به تدریج مهاجرت کند. مهاجرت باغداران می‌تواند ساختار اقتصادی روستاها را تغییر دهد و در بلندمدت به یک مسئله اجتماعی تبدیل شود.

بنابراین مدیریت اقلیم و آب باید در مرکز سیاستگذاری صنعت زیتون قرار گیرد.

*شما از ایده‌ ای با عنوان «پیمان ملی صنعت زیتون» صحبت کرده‌اید. منظور دقیقاً چیست؟

صنعت روغن زیتون از یک زنجیره آرام و سنتی خارج شده و اکنون در هر مرحله از زنجیره تأمین با یک تضاد مواجه است.

تولید کننده می‌خواهد رشد کند، اما آب اجازه نمی‌دهد. سرمایه‌ گذار می‌خواهد ماشین‌آلات و تجهیزات مدرن روغن‌کشی و بسته‌بندی خریداری کند، اما مشکلات ارزی مانع می‌شود. صادرکننده می‌خواهد محصول را به بازار جهانی عرضه کند، اما با تعرفه‌ها، رقابت شدید و محدودیت‌های تجاری مواجه است.

بنابراین برای حل مسئله، دیگر نمی‌توان فقط روی یک حلقه از زنجیره تمرکز کرد.

«پیمان ملی صنعت زیتون» در واقع یک سند توافق و عملیات مشترک میان دولت، نهادهای علمی، انجمن‌های صنفی، باغداران و بخش خصوصی است. هدف این پیمان آن است که همه این بازیگران بر سر یک نقشه راه مشترک به توافق برسند.

*این پیمان چه ارکانی باید داشته باشد؟

چهار رکن اصلی برای آن در نظر گرفته‌ام.

رکن نخست، دولت و نهادهای بالادستی است.

دولت در این پیمان نباید نقش تاجر یا رقیب بخش خصوصی را داشته باشد؛ بلکه باید تسهیل‌گر و تنظیم‌گر باشد.

برای نمونه، تخصیص منابع آب باید به شکل هوشمند انجام شود و باغ‌هایی که از سیستم‌های آبیاری نوین و مدیریت بهینه آب استفاده می‌کنند، در اولویت قرار گیرند.

همچنین باید برای واردات ماشین‌آلات مدرن استحصال روغن و فناوری‌های بسته‌بندی، سیاست ارزی و تسهیلات مناسب طراحی شود تا صنایع بتوانند کیفیت محصولات را به استانداردهای جهانی نزدیک کنند.

در حوزه صادرات نیز باید برای بازارهای هدف، از جمله کشورهای اوراسیا و حوزه خلیج فارس، دیپلماسی تجاری فعال‌تری داشته باشیم و از برندهای ایرانی در بازارهای خارجی حمایت حقوقی و تجاری شود.

رکن دوم، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی هستند.

این بخش باید مغز متفکر پیمان باشد. ما نیازمند پژوهش درباره ارقام زیتون سازگار با شرایط اقلیمی کشور، توسعه نهال های اصلاح‌شده، مدیریت بهینه آب و بومی‌سازی فناوری هستیم. همچنین استانداردهای تولید، روغن‌کشی و بسته‌بندی باید به‌صورت مستمر به‌روزرسانی شوند.

یکی از موضوعات مهم دیگر، ایجاد قابلیت ردیابی محصول یا Traceability است؛ یعنی مصرف‌کننده بتواند بداند روغنی که خریداری کرده از کدام منطقه و باغ آمده، چه زمانی برداشت شده و چه فرآیندی را طی کرده است.

زیتون ایران در دو راهی تصمیم؛ «پیمان ملی» راه نجات صنعت می‌شود؟

در حوزه آفات و بیماری‌ها نیز باید به سمت مدیریت تلفیقی و روش‌های کنترل زیستی حرکت کنیم و وابستگی به آفت‌کش‌های شیمیایی پرخطر را کاهش دهیم.

رکن سوم، اتحادیه‌ها، باغداران و بخش تولید هستند. این بخش بازوی اجرایی پیمان است. یکی از مشکلات باغداران ضعیف این است که به تنهایی امکان حضور قدرتمند در بازارهای صادراتی را ندارند. بنابراین تشکیل کنسرسیوم‌های صادراتی اهمیت زیادی دارد.

این کنسرسیوم‌ها می‌توانند محصولات باغداران کوچک را جمع‌ آوری، یکپارچه‌سازی، فرآوری و با بسته‌بندی و برند واحد وارد بازار کنند. همچنین باید کارخانه‌های مدرن منطقه‌ای توسعه پیدا کنند تا محصول باغدار بلافاصله پس از برداشت، با فناوری مناسب فرآوری شود.

این موضوع از یک طرف کیفیت روغن را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر می‌تواند قدرت چانه‌زنی باغدار را در برابر واسطه‌ها بیشتر کند. در کنار آن، آموزش باغداران در زمینه هرس علمی، تغذیه درخت، مدیریت آفات و بیماری‌ها و مدیریت پس از برداشت باید جدی گرفته شود.

رکن چهارم، بازار و نظارت است. برای بازگرداندن اعتماد مصرف‌کننده باید شفافیت ایجاد کنیم. یکی از راهکارها می‌تواند استفاده از QR Code روی بطری روغن باشد؛ به‌گونه‌ای که مصرف‌کننده بتواند با اسکن آن، اطلاعات مربوط به باغ، منطقه تولید، تاریخ برداشت، فرآیند استحصال و مشخصات محصول را مشاهده کند.

از سوی دیگر باید پلتفرم‌های خرید مستقیم توسعه پیدا کنند تا فاصله میان باغدار و مصرف‌کننده کاهش یابد.

*آیا این پیمان ممکن است مانند برخی طرح‌های گذشته، در نهایت روی کاغذ باقی بماند؟

این احتمال وجود دارد، مگر اینکه سازوکار اجرایی مشخصی برای آن طراحی شود. بسیاری از طرح‌های گذشته به این دلیل شکست خوردند که بخشی بودند. یک طرح فقط روی باغداری تمرکز کرد، طرح دیگری فقط صادرات را دید و طرح دیگری به صنایع تبدیلی توجه داشت.

اما صنعت یک زنجیره است. اگر تولید افزایش پیدا کند ولی کارخانه روغن‌کشی مناسب نداشته باشیم، مشکل حل نمی‌شود. اگر روغن با کیفیت تولید کنیم ولی بسته‌بندی و برندینگ مناسبی نداشته باشیم، در صادرات شکست می‌خوریم. اگر صادرات را توسعه دهیم ولی تولید پایدار نباشد، باز هم به نتیجه نمی‌رسیم.

مزیت «پیمان ملی» این است که می‌تواند منافع مشترک بازیگران را تعریف کند. دولت از افزایش صادرات و ارزآوری منتفع می‌شود، باغدار از افزایش درآمد، صنعتگر از توسعه بازار و مصرف‌کننده از افزایش کیفیت و شفافیت.

*برای شروع این پیمان چه اقدام عملی باید انجام شود؟

نخستین گام، تشکیل «شورای عالی راهبری صنعت زیتون کشور» است. این شورا باید با حضور نمایندگان وزارت جهاد کشاورزی، اتاق بازرگانی، باغداران پیشرو، صنایع روغن زیتون، متخصصان مدیریت منابع آب، اقتصاد کشاورزی، دانشگاه‌ها و سایر ذی‌نفعان اصلی تشکیل شود.

این شورا نباید صرفاً یک شورای تشریفاتی باشد. باید برای آن برنامه، شاخص عملکرد و زمان‌بندی مشخص تعریف شود.

پیشنهاد من این است که یک برنامه پنج‌ساله تنظیم شود که در آن وظایف هر دستگاه، بخش خصوصی و نهاد علمی کاملاً مشخص باشد. به جای بخشنامه‌های متعدد، باید یک «قرارداد الزام‌آور داخلی» میان اعضای این زنجیره شکل بگیرد.

*بزرگ‌ترین مانع اجرای چنین پیمانی چیست؟

اگر بخواهم در یک عبارت پاسخ بدهم، باید بگویم «عدم همسویی منافع».

این مسئله در چند سطح وجود دارد. نخست، برخی باغداران، به‌خصوص صاحبان باغ‌های قدیمی، سال‌ها با روش سنتی کار کرده‌اند. سرمایه‌گذاری برای آبیاری نوین، ارقام جدید یا استانداردهای کیفی بالا نیازمند سرمایه اولیه و پذیرش ریسک است.

زیتون ایران در دو راهی تصمیم؛ «پیمان ملی» راه نجات صنعت می‌شود؟

دوم، واسطه‌ها و دلالانی هستند که از نبود شفافیت در زنجیره سود می‌برند. طبیعی است که با شفاف شدن قیمت و کوتاه شدن زنجیره، بخشی از منافع آنها کاهش پیدا کند.

سوم، در حوزه تجهیزات نیز باید مراقب باشیم که سیاستگذاری به گونه‌ای نباشد که صرفاً وابستگی به واردات را افزایش دهد. در عین حال، تا زمانی که فناوری داخلی به سطح مطلوب نرسیده، نمی‌توان صنعت را از فناوری مدرن محروم کرد. بنابراین باید همزمان واردات هدفمند و بومی‌سازی فناوری را دنبال کنیم.

*نقش دولت در این میان چیست؟

دولت باید از رویکرد دستوری فاصله بگیرد. گاهی تعیین قیمت نامتناسب، تغییرات مکرر مقررات صادرات و واردات یا نبود ثبات در سیاست‌ها، برنامه‌ریزی را برای تولیدکننده و سرمایه‌گذار دشوار می‌کند.

بخش خصوصی زمانی وارد سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌شود که از ثبات نسبی قوانین اطمینان داشته باشد. یکی دیگر از مشکلات، بی‌اعتمادی بخش خصوصی به وعده‌های دولتی است. اگر دولت در قالب پیمان تعهدی بدهد اما در سال بعد سیاست خود را تغییر دهد، اعتماد از بین می‌رود.

بنابراین پیمان باید از نظر حقوقی و اجرایی تا حد امکان پایدار باشد.

*استاندارد سازی چه جایگاهی در این پیمان دارد؟

استانداردسازی بسیار مهم است. در حال حاضر یکی از مشکلات بازار، رقابت محصول باکیفیت با محصول بی‌کیفیت یا تقلبی است.

تولیدکننده‌ای که برای کیفیت هزینه می‌کند، آزمایش انجام می‌دهد، بسته‌بندی مناسب دارد و محصول استاندارد تولید می‌کند، نباید با محصولی که هزینه‌های کیفی را نادیده گرفته است، در یک سطح رقابت کند.

از سوی دیگر استانداردها نباید آنقدر دست‌نیافتنی باشند که تولیدکننده ضعیف را از بازار حذف کنند. باید برای واحدهای کوچک نیز مسیر ارتقا تعریف کنیم؛ یعنی آموزش، تسهیلات، آزمایشگاه‌های منطقه‌ای و حمایت فنی در اختیار آنها قرار گیرد.

*آیا باغداران و کارخانه‌داران آمادگی دارند منافع کوتاه‌مدت خود را برای سود بلندمدت کنار بگذارند؟

نمی‌توان از آنها انتظار داشت صرفاً بر اساس توصیه اخلاقی این کار را انجام دهند. برای ایجاد همکاری باید «منافع اقتصادی همکاری» را برای آنها ملموس کنیم. اگر باغدار بداند استفاده از آبیاری نوین باعث کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری می‌شود، اگر بداند محصول استانداردش با قیمت بالاتر خریداری می‌شود و اگر کارخانه‌دار بداند عضویت در این زنجیره به بازار پایدار و صادراتی منجر خواهد شد، همکاری شکل می‌گیرد. بنابراین مشوق اقتصادی بسیار مهم است.

ما نباید از بازیگران صنعت بخواهیم منافع خود را فدا کنند؛ باید ساختاری ایجاد کنیم که منافع فردی آنها در مسیر منافع جمعی قرار بگیرد.

*برای رفع چالش‌های پیمان چه سازوکاری پیشنهاد می‌کنید؟

سه موضوع ضروری است. اول، باید یک رهبری قوی، تخصصی و بی‌طرف وجود داشته باشد که بتواند منافع ذی‌نفعان مختلف را به شکل عادلانه تنظیم کند.

دوم، سازوکار نظارتی مستقل لازم است. اگر پیمان فقط توسط همان دستگاه‌هایی نظارت شود که خودشان مجری آن هستند، ممکن است تعارض منافع ایجاد شود.

سوم، شفافیت باید در تمام زنجیره وجود داشته باشد؛ از باغ و تولید گرفته تا روغن‌کشی، بسته‌بندی، توزیع و صادرات. در کنار این موارد، آموزش و مشوق‌های مالی نیز باید وجود داشته باشد تا بخش خصوصی به سمت اهداف بلندمدت حرکت کند.

*صادرات چه نقشی در آینده صنعت روغن زیتون دارد؟

برای صنعت روغن زیتون کشور، صادرات یک ضرورت اقتصادی است. البته نباید صادرات را صرفاً به معنای فروش محصول خام یا روغن بدون برند بدانیم. هدف باید حضور در بازارهای با ارزش افزوده بالا باشد.

ایران در رقابت با کشورهایی مانند اسپانیا، یونان و ترکیه فقط با مسئله کیفیت مواجه نیست؛ بلکه با مسئله برندینگ نیز مواجه است.

در بازار جهانی، سابقه، اعتبار برند، ثبات کیفیت و حتی تصویر کشور تولیدکننده اهمیت دارد. بنابراین ما به یک «برند ملی» یا دست‌کم مجموعه‌ای از برندهای ایرانی معتبر نیاز داریم که بتوانند کیفیت و اصالت محصول ایرانی را به بازار جهانی معرفی کنند. همچنین باید دیپلماسی تجاری فعال‌تری برای بازارهای هدف داشته باشیم.

*در نهایت اگر بخواهید یک جمع‌بندی از وضعیت صنعت روغن زیتون کشور ارائه کنید، چه می‌گویید؟

صنعت روغن زیتون کشور از یک فرصت کشاورزی به یک مسئله چندبعدی اقتصادی تبدیل شده است. این صنعت همزمان با بحران‌های بیولوژیک، اقلیمی، اقتصادی، آبی، ارزی و تجاری مواجه است. تولیدکننده می‌خواهد توسعه دهد، اما آب محدود است.

سرمایه‌گذار می‌خواهد فناوری وارد کند، اما با محدودیت‌های ارزی مواجه است. صادرکننده می‌خواهد وارد بازار جهانی شود، اما با رقابت شدید و محدودیت‌های تجاری روبه‌رو است. بنابراین راه‌حل نمی‌تواند یک تصمیم منفرد یا یک بخشنامه باشد. ما به یک سیاست یکپارچه نیاز داریم که باغ، آب، فناوری، صنعت، استاندارد، بازار، مصرف‌کننده و صادرات را در کنار هم ببیند.

به همین دلیل «پیمان ملی صنعت زیتون» می‌تواند به عنوان یک چارچوب سیاستگذاری مطرح شود؛ اما مشروط بر اینکه از مرحله شعار عبور کند و برای آن ساختار اجرایی، بودجه، شاخص‌های ارزیابی، زمان‌بندی و مسئولیت مشخص تعریف شود.

در نهایت باید بپذیریم که بدون حل ریشه‌ای «عدم همسویی منافع»، هر پیمان ملی صرفاً روی کاغذ باقی خواهد ماند. آینده صنعت زیتون کشور به این بستگی دارد که آیا می‌توانیم میان منافع باغدار، صنعتگر، مصرف‌کننده، دولت و صادرکننده یک نقطه مشترک ایجاد کنیم یا خیر. اگر این همسویی شکل بگیرد، بحران آب، فناوری و بازار می‌تواند از یک تهدید به فرصتی برای بازسازی صنعت زیتون تبدیل شود؛ صنعتی که علاوه بر تأمین بخشی از نیاز داخلی، ظرفیت ارزآوری، اشتغال روستایی و حضور در بازارهای منطقه‌ای و جهانی را نیز دارد.


منبع : خبرگزاری مهر
کلید واژگان
زیتون صادرات محمود هوشیارفرد
اشتراک گذاری
پربازدیدترین‌ها
آخرین اخبار
تبلیغات
گروه نرم افزاری دروب های دیتا