خبرگزاری مهر، گروه استان ها: ۲۰۰ شب از آغاز تجمعات شبانه مردم در گلستان گذشته است؛ ۲۰۰ شبی که برای برخی فقط یک عدد در تقویم نیست، بلکه بخشی از خاطرات، تصمیمها و تجربههای جمعی آنان شده است. در میان حاضران، چهرههای متفاوتی دیده میشود؛ از مادرانی که فرزندانشان را همراه خود میآورند تا جوانانی که حضور در این تجمعات را بخشی از مسئولیت خود میدانند.
آنچه در این شبها بیش از هر چیز جلب توجه میکند، استمرار حضور است؛ حضوری که برای بخشی از شرکتکنندگان با هدف یادآوری و خونخواهی رهبر شهید و برای برخی دیگر با دغدغه دفاع از کشور، مطالبه خواستههای مردم و همراهی با رهبری ادامه پیدا کرده است. در کنار این انگیزهها، خانوادهها و نوجوانانی نیز حضور دارند که میگویند میخواهند نسل بعد را با ارزشها و باورهای خود آشنا کنند.
۱۵۰ شب حضور؛ وقتی مادران فرزندانشان را با خود همراه میکنند
زهره قنبری یکی از زنانی است که بخش قابل توجهی از این شبها را در تجمعات حضور داشته است. وی میگوید حدود ۱۵۰ شب در این برنامهها شرکت کرده و دلیل اصلی حضورش را خونخواهی رهبر شهید میداند؛ حضوری که از نگاه وی کمترین کاری است که میتواند برای قدردانی از زندگی و خدمات وی نجام دهد.

قنبری در بسیاری از این شبها دختر و پسرش را نیز همراه خود کرده است. برای وی، این حضور تنها یک همراهی خانوادگی نیست؛ بلکه فرصتی برای آموزش عملی به فرزندان است تا بدانند اگر به آرمانی باور دارند، فقط ماندن در خانه کافی نیست و باید برای آن قدمی بردارند.
وی همچنین تجمعات را ظرفیتی برای آموزش و سازماندهی میداند و معتقد است بسیاری از مردم انرژی و انگیزه انجام کارهای بزرگ را دارند، اما اگر این ظرفیتها درست سازماندهی شود، میتوانند اثر بیشتری داشته باشند.
از خونخواهی تا مطالبهگری؛ روایت جوانان از ماندن در میدان
در میان حاضران، طاها مصطفیلو نیز از استمرار حضور خود میگوید. وی تعداد دقیق شبهایی را که در تجمعات شرکت کرده به یاد ندارد، اما میگوید این حضور از ۱۰۰ شب گذشته است. انگیزه وی نیز، به گفته خودش، خونخواهی رهبر شهید است؛ در عین حال تأکید دارد که باید بیشتر از مطالبات مردم دفاع شود.

مصطفیلو معتقد است حل مشکلات اقتصادی مردم میتواند در حفظ همراهی آنان با نظام، اسلام و انقلاب نقش داشته باشد و بر این باور است که ایران در نهایت پیروز خواهد شد.
اما در میان این چهرهها، روایت زهرا فخرالدین، دانشجوی ۱۹ ساله، رنگ و حال دیگری دارد. وی میگوید بیش از ۱۵۰ شب در تجمعات حاضر بوده و تلاش کرده شبی را از دست ندهد؛ تا جایی که به تعبیر خودش «شب از دستمان در رفته است».
انگیزه وی تنها دفاع از کشور نیست. فخرالدین حضورش را به باور دینی خود و حمایت از رهبری پیوند میزند و میگوید همانگونه که در کنار رهبر شهید ایستاده بودند، امروز نیز باید پشت سر رهبر فعلی بایستند.
پرچم ۲۰ متری؛ تصویری که در حافظه ۲۰۰ شب ماندگار شد
در روایت فخرالدین، یکی از تصاویر ماندگار این ۲۰۰ شب، پرچم ۲۰ متری است که از آغاز تجمعات همراه «بچههای اجتماع قلوب» حمل شده است؛ پرچمی که بیشتر نوجوانان در حمل آن مشارکت دارند و مادران نیز در کنار آنان حضور پیدا میکنند.

فخرالدین میگوید مردم کنار این پرچم عکس میگیرند، آن را میبوسند و همین همراهی برای وی بخشی از خاطره این شبها شده است.
از سوی دیگر، مرور این روایتها نشان میدهد که طولانی شدن یک برنامه جمعی، بهتنهایی توضیح کاملی برای ماندگاری آن نیست؛ آنچه اهمیت دارد، معنایی است که هر فرد برای حضور خود تعریف میکند.
در این میان، حضور مادران همراه فرزندان، مشارکت نوجوانان و حضور جوانانی مانند فخرالدین، تصویری از پیوند نسلهای مختلف در این شبها به دست میدهد. برای قنبری، فرزندآوری به میدان عمل و آموزش تبدیل شده و برای فخرالدین، حمل پرچم به نمادی از مشارکت نوجوانان بدل شده است.
این تفاوت نگاهها در عین حال نشان میدهد که تجمعات، تنها به حضور در یک نقطه و گذراندن ساعاتی از شب محدود نمیشود؛ برای حاضران، خاطرهسازی، همراهی خانوادگی، بیان مطالبات و نشان دادن وفاداری به باورهایشان نیز بخشی از تجربه این شبهاست. شاید به همین دلیل است که در روایت هر سه نفر، عدد ۲۰۰ کمتر از تجربهای اهمیت دارد که در طول این شبها برای آنان شکل گرفته است.
با گذشت ۲۰۰ شب، آنچه از روایت حاضران برمیآید این است که این تجمعات برای همه یک معنای واحد ندارد. برای یک نفر، ادای دین و خونخواهی است؛ برای دیگری، دفاع از مطالبات مردم؛ و برای جوانی دیگر، فرصتی برای ایستادن در کنار باوری که آن را وظیفه دینی خود میداند. همین تفاوت روایتها، تصویری متنوعتر از این حضور شبانه ارائه میکند.

۲۰۰ شب، عددی است که حالا خود به بخشی از خاطره این تجمعات تبدیل شده؛ خاطرهای که در آن نام رهبر شهید، خانوادهها، نوجوانان، پرچم ۲۰ متری و روایتهای متفاوت حاضران در کنار هم قرار گرفتهاند. برای کسانی که همچنان در این تجمعات شرکت میکنند، ادامه این حضور به معنای حفظ پیوندی است که در این شبها شکل گرفته و هر کدام آن را با انگیزه و برداشت خود دنبال میکنند.